ovate

[ایالات متحده]/ˈəʊ.veɪt/
[بریتانیا]/ˈoʊ.veɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تخم‌مرغی; بیضوی

عبارات و ترکیب‌ها

ovate leaf

برگ تخم مرغی

ovate fruit

میوه تخم مرغی

ovate shape

شکل تخم مرغی

ovate seed

بذر تخم مرغی

ovate petal

برگ گل تخم مرغی

ovate structure

ساختار تخم مرغی

ovate outline

طرح تخم مرغی

ovate bulb

غده تخم مرغی

ovate base

پایه تخم مرغی

ovate form

فرم تخم مرغی

جملات نمونه

the leaves of the plant are ovate in shape.

برگ‌های گیاه به شکل تخم‌مرغی هستند.

she prefers ovate stones for her collection.

او ترجیح می‌دهد سنگ‌های تخم‌مرغی را برای مجموعه خود انتخاب کند.

the ovate design of the table makes it unique.

طراحی تخم‌مرغی میز آن را منحصر به فرد می‌کند.

many fruits have an ovate appearance.

بسیاری از میوه‌ها دارای ظاهری تخم‌مرغی هستند.

the artist used ovate forms in her sculpture.

هنرمند از فرم‌های تخم‌مرغی در مجسمه‌سازی خود استفاده کرد.

some species of fish have ovate bodies.

برخی از گونه‌های ماهی دارای بدن تخم‌مرغی هستند.

the ovate petals of the flower attract many pollinators.

برگ‌های گل به شکل تخم‌مرغی بسیاری از گرده‌افشان‌ها را جذب می‌کند.

in botany, ovate is often used to describe leaf shapes.

در گیاه‌شناسی، تخم‌مرغی اغلب برای توصیف شکل برگ‌ها استفاده می‌شود.

the ovate fruit is ripe and ready to eat.

میوه به شکل تخم‌مرغی رسیده و آماده خوردن است.

her drawings often feature ovate elements.

نقاشی‌های او اغلب دارای عناصر تخم‌مرغی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید