overexcitement

[ایالات متحده]/ˌəʊvərɪkˈsaɪtmənt/
[بریتانیا]/ˌoʊvərɪkˈsaɪtmənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. هیجان بیش از حد

عبارات و ترکیب‌ها

overexcitement levels

سطوح بیش‌فعالی

overexcitement symptoms

علائم بیش‌فعالی

overexcitement effects

اثرات بیش‌فعالی

overexcitement reactions

واکنش‌های بیش‌فعالی

overexcitement triggers

عوامل تحریک‌کننده بیش‌فعالی

overexcitement management

مدیریت بیش‌فعالی

overexcitement response

پاسخ بیش‌فعالی

overexcitement control

کنترل بیش‌فعالی

overexcitement issues

مشکلات بیش‌فعالی

overexcitement behavior

رفتار بیش‌فعالی

جملات نمونه

his overexcitement about the concert was contagious.

اشتیاق بیش از حد او برای کنسرت مسری بود.

she struggled to control her overexcitement during the announcement.

او برای کنترل هیجان بیش از حد خود در هنگام اعلام نتیجه تلاش کرد.

overexcitement can sometimes lead to poor decision-making.

گاهی اوقات هیجان بیش از حد می‌تواند منجر به تصمیم‌گیری ضعیف شود.

the child's overexcitement made it hard for him to focus.

هیجان بیش از حد کودک باعث شد تمرکز کردن برای او دشوار باشد.

she was filled with overexcitement when she received the news.

وقتی خبر را دریافت کرد، او با هیجان بیش از حد پر شد.

his overexcitement at the game resulted in him losing his voice.

هیجان بیش از حد او در بازی باعث از دست دادن صدایش شد.

they warned him about the dangers of overexcitement.

آنها به او در مورد خطرات هیجان بیش از حد هشدار دادند.

overexcitement can affect your performance in competitions.

هیجان بیش از حد می‌تواند بر عملکرد شما در مسابقات تأثیر بگذارد.

her overexcitement was evident as she jumped up and down.

هیجان بیش از حد او آشکار بود زیرا او بالا و پایین می‌پرید.

managing overexcitement is key to enjoying the moment.

مدیریت هیجان بیش از حد برای لذت بردن از لحظه کلیدی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید