overlips

[ایالات متحده]/ˌəʊvəˈlɪps/
[بریتانیا]/ˌoʊvərˈlɪps/

ترجمه

v. به گوشه یا لبه چیزی گسترده شد؛ با چیزی همپوشانیدن
n. بخش‌هایی که به گوشه یا مرز چیزی گسترده شده‌اند؛ لبه‌های همپوشاننده

جملات نمونه

the red lipstick deliberately overlips the natural line of her mouth for a bold look.

لیپ‌ستیک قرمز به طور قصدی خط طبیعی دهان او را فراتر می‌برد تا یک نگاه جسورانه ایجاد شود.

the cream accidentally overlips the edges of the cup when poured too hastily.

کرم به طور غلط لبه‌های فنجان را فراتر می‌برد وقتی که بیش از حد سریع ریخته می‌شود.

the swollen sore begins to overlips the surrounding healthy tissue on his lip.

بیماری پوستی پر شده شروع به فراتر رفتن از بافت سالم اطراف دهان او می‌کند.

professional artists ensure the tattoo ink never accidentally overlips the intended design.

هنرمندان حرفه‌ای مطمئن می‌شوند که رنگ‌های تاتو هرگز به طور غلط فراتر از طراحی مقصود نمی‌روند.

the allergic rash gradually starts to overlips the previously affected area near her mouth.

پوسته‌ای حساسیت به تدریج شروع به فراتر رفتن از ناحیه قبلی تأثیف شده نزدیک دهان او می‌کند.

paint tends to overlips the tape line if you apply too many coats quickly.

رنگ تمایل دارد لبه کاغذ چسبیده را فراتر ببرد اگر بیش از حد سریع لایه‌های زیادی اعمال کنید.

the natural blush subtly overlips her cheekbones, creating a sun-kissed effect.

روشنایی طبیعی به نرمی لبه‌های خود را فراتر می‌برد و اثری شبیه به آفتاب‌گرفته ایجاد می‌کند.

fresh glaze often overlips the donut's center hole during the dipping process.

پوشش تازه در فرآیند غوطه‌وری معمولاً سوراخ مرکز دونت را فراتر می‌برد.

doctors monitor whether the infection begins to overlips the original wound boundaries.

پزشکان آن را نظارت می‌کنند که عفونت شروع به فراتر رفتن از مرزهای جراحی اولیه می‌کند.

applying too much moisturizer can cause it to overlips the surrounding dry skin areas.

استفاده از بیش از حد مرطوب‌کننده می‌تواند باعث شود که آن را فراتر از نواحی پوست خشک اطراف ببرد.

foundation should not overlips the jawline into the neck region for a natural finish.

پایه نباید لبه‌های گردن را فراتر به ناحیه گردن ببرد تا یک پایان طبیعی داشته باشد.

the annoying insect bite swells significantly and overlips its original spot on her lip.

نگه‌داری ناخوشایند حشره به طور قابل توجهی پر می‌شود و مکان اولیه آن را فراتر می‌برد.

the hot soup inevitably overlips the bowl's rim when stirred vigorously.

مرق گرم به طور قطع لبه کاسه را فراتر می‌برد وقتی که به شدت مخلوط می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید