overstaters

[US]/ˌəʊvəˈsteɪtəz/
[UK]/ˌoʊvərˈsteɪtərz/

Translation

n. افرادی از ایالت دیگر؛ به ویژه، واژه‌ای که در نیویورک برای اشاره به افرادی که از خارج از ایالت نیویورک هستند، استفاده می‌شود.

Phrases & Collocations

overstaters lie

افراط کنندگان دروغ می‌گویند

overstaters often

افراط کنندگان اغلب

overstaters exaggerate

افراط کنندگان مبالغه می‌کنند

overstaters overdo

افراط کنندگان افراط می‌کنند

overstaters overrate

افراط کنندگان ارزش‌گذاری زیاد می‌کنند

Example Sentences

the overstaters in the media often exaggerate the severity of minor incidents.

افراط در تأکید کنندگان در رسانه‌ها اغلب جدیت حوادث کوچک را بیش از حد تاکید می‌کنند.

politicians who are overstaters of facts tend to lose public trust quickly.

سیاستمدارانی که افراد افراط در تأکید کننده حقایق هستند، به سرعت اعتماد عمومی را از دست می‌دهند.

overstaters of statistics can mislead both investors and consumers alike.

افراط در تأکید کنندگان آمار می‌توانند هم سرمایه‌گذاران و هم مصرف‌کنندگان را به اشتباه بیندازند.

the report was written by overstaters of achievements, inflating the company's success.

گزارش توسط افراد افراط در تأکید کننده دستاورد‌ها نوشته شد، موفقیت شرکت را بزرگ‌تر از واقعیت می‌کرد.

overstaters of risks often cause unnecessary panic among the population.

افراط در تأکید کنندگان خطرات اغلب بی‌دلیل نگرانی در جمع عموم را ایجاد می‌کنند.

critics say the marketing team are overstaters of benefits, promising miracles that never materialize.

انتقادات می‌گویند تیم بازاریابی افراد افراط در تأکید کننده مزایا هستند، معجزاتی را اعلام می‌کنند که هرگز به وقوع نمی‌پیوند.

even well-meaning scientists can become overstaters of uncertainty, muddying policy debates.

حتی دانشمندانی که نیت خوبی دارند، می‌توانند به افراد افراط در تأکید کننده عدم قطعیت تبدیل شوند، بحث‌های سیاستی را گیج می‌کنند.

the overstaters of truth in the documentary have been publicly criticized.

افراط در تأکید کنندگان حقیقت در مستند به طور عمومی مورد انتقاد قرار گرفته‌اند.

financial analysts warn that overstaters of market trends will eventually face reality.

تحلیلگران مالی هشدار می‌دهند که افراد افراط در تأکید کننده روندهای بازار در نهایت با واقعیت مواجه خواهند شد.

overstaters of problems often distract from viable solutions.

افراط در تأکید کنندگان مشکلات اغلب از راه‌حل‌های قابل اجرا منحرف می‌کنند.

social media influencers are sometimes overstaters of lifestyle, portraying unattainable standards.

تاثیرگذاران رسانه‌های اجتماعی گاهی اوقات افراد افراط در تأکید کننده سبک زندگی هستند، استانداردهای غیرقابل دستیابی را نمایش می‌دهند.

the committee dismissed the claims as those of overstaters of threats, urging calm.

کمیته ادعاهای را به عنوان ادعاهای افراد افراط در تأکید کننده تهدیدات رد کرد، آمادگی برای آرامش را تشویق کرد.

Popular Words

Explore frequently searched vocabulary

Download App to Unlock Full Content

Want to learn vocabulary more efficiently? Download the DictoGo app and enjoy more vocabulary memorization and review features!

Download DictoGo Now