seniman itu menggambar beberapa oval di kanvasnya.
هنرمند روی کانوس خود چندین بیضی رسم کرد.
she wore oval earrings that sparkled beautifully.
او یک جفت گوشیت بیضی با نورانیت زیبایی داشت.
the mirror had an oval shape and an ornate frame.
آینه شکل بیضی و چارچوب زیبایی داشت.
the table featured a sleek oval glass top.
این میز یک سطح شیشهای بیضی نازک داشت.
children colored ovals in their art class.
کودکان در کلاس هنر خود بیضیها را رنگ میکردند.
the window was framed by elegant oval arches.
پنجره توسط یک چهارچوب بیضی زیبایی چیده شده بود.
he collected antique oval portrait frames.
او چارچوبهای بیضی قدیمی پرترهها را جمعآوری میکرد.
the garden path wound through oval flower beds.
راه گیاهان در باغ به طور بیضی پیچیده بود.
the new restaurant has oval dining tables.
این رستوران جدید میزهای غذاخوری بیضی دارد.
she traced ovals carefully in her geometry homework.
او در تکالیف هندسهای خود به دقت بیضیها را کشید.
the design incorporated decorative oval motifs.
طراحی از الگوهای بیضی زیبایی استفاده کرد.
the race track had two oval loops.
مسیر رقابت دو حلقه بیضی داشت.
she wore an elegant oval bracelet on her wrist.
او یک دستبند بیضی زیبایی را روی دست خود پوشید.
the machine uses oval gears for specific functions.
این ماشین از چرخهای دنده بیضی برای عملکردهای خاص استفاده میکند.
seniman itu menggambar beberapa oval di kanvasnya.
هنرمند روی کانوس خود چندین بیضی رسم کرد.
she wore oval earrings that sparkled beautifully.
او یک جفت گوشیت بیضی با نورانیت زیبایی داشت.
the mirror had an oval shape and an ornate frame.
آینه شکل بیضی و چارچوب زیبایی داشت.
the table featured a sleek oval glass top.
این میز یک سطح شیشهای بیضی نازک داشت.
children colored ovals in their art class.
کودکان در کلاس هنر خود بیضیها را رنگ میکردند.
the window was framed by elegant oval arches.
پنجره توسط یک چهارچوب بیضی زیبایی چیده شده بود.
he collected antique oval portrait frames.
او چارچوبهای بیضی قدیمی پرترهها را جمعآوری میکرد.
the garden path wound through oval flower beds.
راه گیاهان در باغ به طور بیضی پیچیده بود.
the new restaurant has oval dining tables.
این رستوران جدید میزهای غذاخوری بیضی دارد.
she traced ovals carefully in her geometry homework.
او در تکالیف هندسهای خود به دقت بیضیها را کشید.
the design incorporated decorative oval motifs.
طراحی از الگوهای بیضی زیبایی استفاده کرد.
the race track had two oval loops.
مسیر رقابت دو حلقه بیضی داشت.
she wore an elegant oval bracelet on her wrist.
او یک دستبند بیضی زیبایی را روی دست خود پوشید.
the machine uses oval gears for specific functions.
این ماشین از چرخهای دنده بیضی برای عملکردهای خاص استفاده میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید