oxygenizes

[ایالات متحده]/ˈɒksɪdʒənaɪz/
[بریتانیا]/ˈɑːksɪdʒənaɪz/

ترجمه

vt. باعث ترکیب یا واکنش با اکسیژن شدن

عبارات و ترکیب‌ها

oxygenizes blood

اکسیژن‌رسانی خون

oxygenizes tissues

اکسیژن‌رسانی بافت‌ها

oxygenizes cells

اکسیژن‌رسانی سلول‌ها

oxygenizes muscles

اکسیژن‌رسانی عضلات

oxygenizes environment

اکسیژن‌رسانی محیط

oxygenizes water

اکسیژن‌رسانی آب

oxygenizes air

اکسیژن‌رسانی هوا

oxygenizes plants

اکسیژن‌رسانی گیاهان

oxygenizes organs

اکسیژن‌رسانی اندام‌ها

oxygenizes systems

اکسیژن‌رسانی سیستم‌ها

جملات نمونه

the plant oxygenizes the air during photosynthesis.

گیاه در طول فتوسنتز، هوا را اکسیژن‌دار می‌کند.

swimming in the ocean oxygenizes your body.

شنا در اقیانوس بدن شما را اکسیژن‌دار می‌کند.

this device oxygenizes the water for aquatic life.

این دستگاه آب را برای حیات آبزی اکسیژن‌دار می‌کند.

exercise oxygenizes your muscles and improves endurance.

ورزش عضلات شما را اکسیژن‌دار می‌کند و استقامت را بهبود می‌بخشد.

deep breathing oxygenizes the brain, enhancing focus.

تنفس عمیق مغز را اکسیژن‌دار می‌کند و تمرکز را افزایش می‌دهد.

the forest oxygenizes the environment, making it healthier.

جنگل محیط زیست را اکسیژن‌دار می‌کند و آن را سالم‌تر می‌کند.

yoga practices oxygenize the body and calm the mind.

تمرینات یوگا بدن را اکسیژن‌دار می‌کنند و ذهن را آرام می‌کنند.

the new technology oxygenizes the air in urban areas.

فناوری جدید هوا را در مناطق شهری اکسیژن‌دار می‌کند.

proper ventilation oxygenizes indoor spaces effectively.

تهویه مناسب به طور موثر فضاهای داخلی را اکسیژن‌دار می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید