| جمع | packagers |
the software packager simplifies the deployment process.
پکیجساز نرمافزار فرآیند نصب را ساده میکند.
they hired a third-party packager to handle distribution.
آنها یک پکیجساز سوم را استخدام کردند تا توزیع را مدیریت کنند.
the loan packager prepared all necessary documents.
پکیجساز وام تمام مدارک لازم را آماده کرد.
we need a reliable content packager for the app.
ما به یک پکیجساز محتوا قابل اعتماد برای اپلیکیشن نیاز داریم.
the packager ensures the product meets safety standards.
پکیجساز مطمئن میشود که محصول به استانداردهای ایمنی مطابق است.
a deb packager creates files for linux systems.
یک پکیجساز deb فایلهایی برای سیستمهای لینوکس ایجاد میکند.
the financial packager combined assets into securities.
پکیجساز مالی داراییها را به اوراق بهادار تبدیل کرد.
this tool acts as an automated application packager.
این ابزار به عنوان یک پکیجساز اپلیکیشن خودکار عمل میکند.
the chocolate packager fills boxes at high speed.
پکیجساز شکلات با سرعت بالا جعبهها را پر میکند.
consultants act as the packager for investment deals.
مشاوران به عنوان پکیجساز برای معاملات سرمایهگذاری عمل میکنند.
the leading packager adopted sustainable materials.
پکیجساز رهبر با مواد پایدار جایگزین شد.
the electrical packager assembles control panels.
پکیجساز برقی پنلهای کنترل را جمعآوری میکند.
the software packager simplifies the deployment process.
پکیجساز نرمافزار فرآیند نصب را ساده میکند.
they hired a third-party packager to handle distribution.
آنها یک پکیجساز سوم را استخدام کردند تا توزیع را مدیریت کنند.
the loan packager prepared all necessary documents.
پکیجساز وام تمام مدارک لازم را آماده کرد.
we need a reliable content packager for the app.
ما به یک پکیجساز محتوا قابل اعتماد برای اپلیکیشن نیاز داریم.
the packager ensures the product meets safety standards.
پکیجساز مطمئن میشود که محصول به استانداردهای ایمنی مطابق است.
a deb packager creates files for linux systems.
یک پکیجساز deb فایلهایی برای سیستمهای لینوکس ایجاد میکند.
the financial packager combined assets into securities.
پکیجساز مالی داراییها را به اوراق بهادار تبدیل کرد.
this tool acts as an automated application packager.
این ابزار به عنوان یک پکیجساز اپلیکیشن خودکار عمل میکند.
the chocolate packager fills boxes at high speed.
پکیجساز شکلات با سرعت بالا جعبهها را پر میکند.
consultants act as the packager for investment deals.
مشاوران به عنوان پکیجساز برای معاملات سرمایهگذاری عمل میکنند.
the leading packager adopted sustainable materials.
پکیجساز رهبر با مواد پایدار جایگزین شد.
the electrical packager assembles control panels.
پکیجساز برقی پنلهای کنترل را جمعآوری میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید