paediatrician

[ایالات متحده]/ˌpiːdɪə'trɪʃ(ə)n/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پزشک اطفال - یک متخصص در پزشکی اطفال که به درمان کودکان می‌پردازد.
شکل‌های واژه

جملات نمونه

The paediatrician examined the child's throat.

پزشک اطفال گلو کودک را معاینه کرد.

Parents often take their children to see a paediatrician for regular check-ups.

والدین اغلب فرزندان خود را برای معاینات منظم به دیدن یک متخصص اطفال می‌برند.

The paediatrician recommended a specific diet for the baby.

متخصص اطفال یک رژیم غذایی خاص برای نوزاد توصیه کرد.

The paediatrician specializes in treating children's illnesses.

متخصص اطفال در درمان بیماری‌های کودکان تخصص دارد.

It's important to find a trusted paediatrician for your child's healthcare needs.

برای نیازهای مراقتی کودک خود مهم است که یک متخصص اطفال مورد اعتماد پیدا کنید.

The paediatrician's office is always filled with colorful toys to entertain young patients.

کلینیک متخصص اطفال همیشه پر از اسباب‌بازی‌های رنگارنگ برای سرگرمی بیماران جوان است.

The paediatrician explained the importance of vaccinations to the parents.

متخصص اطفال اهمیت واکسیناسیون را برای والدین توضیح داد.

Many aspiring doctors choose to specialize in paediatrics to become paediatricians.

بسیاری از پزشکان آینده‌دار برای تبدیل شدن به متخصص اطفال، تخصص در طب کودکان را انتخاب می‌کنند.

The paediatrician's gentle demeanor helps children feel comfortable during appointments.

رفتار مهربانانه متخصص اطفال به کودکان کمک می‌کند تا در طول قرار ملاقات احساس راحتی کنند.

After the examination, the paediatrician prescribed medication for the child's cough.

پس از معاینه، متخصص اطفال دارویی برای سرفه کودک تجویز کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید