pakchoi

[ایالات متحده]/ˈpæk.tʃɔɪ/
[بریتانیا]/ˈpæk.tʃɔɪ/

ترجمه

n. نوعی کلم چینی؛ همچنین به عنوان کلم پکچوی شناخته می‌شود
Word Forms
جمعpakchois

عبارات و ترکیب‌ها

fresh pakchoi

pakchoi تازه

stir-fried pakchoi

pakchoi سرخ شده

pakchoi salad

سالاد پاچوی

pakchoi soup

سوپ پاچوی

cooked pakchoi

pakchoi پخته شده

pakchoi leaves

برگ‌های پاچوی

pakchoi recipe

دستور العمل پاچوی

baby pakchoi

pakchoi نوزاد

pakchoi stir-fry

سرخ کردن پاچوی

pakchoi dish

غذا با پاچوی

جملات نمونه

i love adding pakchoi to my stir-fry dishes.

من عاشق اضافه کردن پاکچوی به غذاهای سرخ شده ام.

pakchoi is rich in vitamins and minerals.

پاکچوی سرشار از ویتامین‌ها و مواد معدنی است.

you can find fresh pakchoi at the local market.

می‌توانید پاکچوی تازه را در بازار محلی پیدا کنید.

she prefers pakchoi over other leafy greens.

او ترجیح می دهد پاکچوی را به سبزیجات برگی دیگر ترجیح دهد.

pakchoi can be eaten raw in salads.

می‌توان پاکچوی را به صورت خام در سالاد خورد.

cooking pakchoi only takes a few minutes.

پختن پاکچوی فقط چند دقیقه طول می کشد.

he added pakchoi to the soup for extra flavor.

او برای طعم بیشتر، پاکچوی را به سوپ اضافه کرد.

pakchoi is a staple in many asian cuisines.

پاکچوی یک غذای اصلی در بسیاری از آشپزی های آسیایی است.

we should try the pakchoi recipe from the cookbook.

ما باید دستور العمل پاکچوی را از کتاب آشپزی امتحان کنیم.

pakchoi grows well in cooler temperatures.

پاکچوی در دمای خنک به خوبی رشد می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید