palestra

[ایالات متحده]/pəˈlɛstrə/
[بریتانیا]/pəˈlɛstrə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک مدرسه باستانی یونان برای آموزش ورزشی؛ یک مدرسه کشتی یا ژیمناستیک
Word Forms
جمعpalestras

عبارات و ترکیب‌ها

palestra session

جلسه سخنرانی

palestra event

رویداد سخنرانی

palestra speaker

سخنران

palestra topic

موضوع

palestra audience

مخاطبان

palestra format

فرمت

palestra schedule

برنامه زمانبندی

palestra materials

مواد

palestra feedback

بازخورد

palestra registration

ثبت نام

جملات نمونه

she decided to join a palestra for fitness.

او تصمیم گرفت برای تناسب اندام به یک پالسترا بپیوندد.

the palestra offers various classes for all levels.

پالسترا کلاس‌های مختلف برای همه سطوح ارائه می‌دهد.

he met his friends at the palestra after work.

او بعد از کار دوستانش را در پالسترا ملاقات کرد.

joining a palestra can improve your health.

پیوستن به یک پالسترا می‌تواند سلامتی شما را بهبود بخشد.

the palestra has state-of-the-art equipment.

پالسترا دارای تجهیزات مدرن است.

she loves attending yoga classes at the palestra.

او عاشق شرکت در کلاس‌های یوگا در پالسترا است.

he signed up for a personal trainer at the palestra.

او برای یک مربی شخصی در پالسترا ثبت نام کرد.

the palestra hosts competitions every month.

پالسترا هر ماه مسابقات برگزار می‌کند.

they have a swimming pool at the palestra.

آنها یک استخر شنا در پالسترا دارند.

she made new friends at the palestra.

او دوستان جدیدی در پالسترا پیدا کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید