pancreatitis

[ایالات متحده]/ˌpæŋkrɪə'taɪtɪs/
[بریتانیا]/ˌpænkrɪə'taɪtɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. التهاب پانکراس، بیماری ناشی از التهاب پانکراس.

عبارات و ترکیب‌ها

acute pancreatitis

پانکراتیت حاد

chronic pancreatitis

پانکراتیت مزمن

جملات نمونه

The patient was diagnosed with acute pancreatitis.

بیمار به عنوان پانکراتیت حاد تشخیص داده شد.

Chronic pancreatitis can lead to serious complications.

پانکراتیت مزمن می‌تواند منجر به عوارض جدی شود.

Alcohol abuse is a common cause of pancreatitis.

سوء استفاده از الکل یک علت شایع پانکراتیت است.

Severe abdominal pain is a symptom of pancreatitis.

درد شدید شکم یک علامت پانکراتیت است.

The doctor recommended a low-fat diet for pancreatitis patients.

پزشک رژیم غذایی کم‌چرب را برای بیماران مبتلا به پانکراتیت توصیه کرد.

Pancreatitis can be acute or chronic.

پانکراتیت می‌تواند حاد یا مزمن باشد.

Surgery may be necessary to treat severe pancreatitis.

جراحی ممکن است برای درمان پانکراتیت شدید ضروری باشد.

Pancreatitis can cause digestive problems.

پانکراتیت می‌تواند باعث مشکلات گوارشی شود.

The patient's pancreatitis was triggered by gallstones.

پانکراتیت بیمار توسط سنگ‌های صفراوی تحریک شد.

Early detection of pancreatitis is important for successful treatment.

تشخیص زودهنگام پانکراتیت برای درمان موفقیت‌آمیز مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید