paras

[ایالات متحده]/ˈpærəz/
[بریتانیا]/ˈpɛrəz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. واحدهای چترباز؛ نیروهای هوابرد؛ اصطلاح عامیانه برای لاستیک چترباز

عبارات و ترکیب‌ها

paras group

گروه انگل

paras site

محل انگل

paras species

گونه انگل

paras infection

عفونت انگل

paras research

تحقیقات انگل

paras biology

زیست شناسی انگل

paras control

کنترل انگل

paras treatment

درمان انگل

paras lifecycle

چرخه حیات انگل

paras ecology

اکولوژی انگل

جملات نمونه

many animals are parasitic in nature.

بسیاری از حیوانات به طور طبیعی انگل هستند.

some paras can cause serious diseases.

برخی از انگل‌ها می‌توانند باعث بیماری‌های جدی شوند.

paras thrive in warm, moist environments.

انگل‌ها در محیط‌های گرم و مرطوب رشد می‌کنند.

we need to study the life cycle of the paras.

ما باید چرخه زندگی انگل‌ها را مطالعه کنیم.

understanding paras is crucial for public health.

درک انگل‌ها برای سلامت عمومی بسیار مهم است.

some pets can carry paras without showing symptoms.

برخی از حیوانات خانگی می‌توانند انگل‌ها را بدون نشان دادن علائم حمل کنند.

preventing paras is important for animal welfare.

پیشگیری از انگل‌ها برای رفاه حیوانات مهم است.

researchers are developing new treatments for paras infections.

محققان در حال توسعه درمان‌های جدید برای عفونت‌های انگلی هستند.

education on paras can help reduce infection rates.

آموزش در مورد انگل‌ها می‌تواند به کاهش نرخ عفونت کمک کند.

some plants can also be parasitic in their growth.

برخی از گیاهان نیز می‌توانند در رشد خود انگل باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید