parasitemias

[ایالات متحده]/ˌpærəˈsiːmiə/
[بریتانیا]/ˌpærəˈsiːmiə/

ترجمه

n. وجود انگل‌ها در خون

عبارات و ترکیب‌ها

acute parasitemias

پارازیتمی حاد

chronic parasitemias

پارازیتمی مزمن

severe parasitemias

پارازیتمی شدید

persistent parasitemias

پارازیتمی مداوم

symptomatic parasitemias

پارازیتمی همراه با علائم

asymptomatic parasitemias

پارازیتمی بدون علامت

malaria parasitemias

پارازیتمی مالاریا

high parasitemias

پارازیتمی بالا

low parasitemias

پارازیتمی پایین

mixed parasitemias

پارازیتمی ترکیبی

جملات نمونه

high levels of parasitemias can lead to severe health complications.

سطوح بالای پاراسمیا می‌تواند منجر به عوارض جدی سلامتی شود.

doctors monitor parasitemias to assess treatment effectiveness.

پزشکان پاراسمیاها را برای ارزیابی اثربخشی درمان زیر نظر دارند.

reducing parasitemias is crucial in malaria control efforts.

کاهش پاراسمیاها در تلاش‌های کنترل مالاریا بسیار مهم است.

children are particularly vulnerable to high parasitemias.

کودکان به طور خاص در برابر پاراسمیاهای بالا آسیب پذیر هستند.

research is ongoing to find ways to reduce parasitemias.

تحقیقات برای یافتن راه هایی برای کاهش پاراسمیاها ادامه دارد.

parasitemias can vary significantly between different populations.

پاراسمیاها می‌توانند بین جمعیت‌های مختلف به طور قابل توجهی متفاوت باشند.

effective treatment can help lower parasitemias in patients.

درمان موثر می‌تواند به کاهش پاراسمیا در بیماران کمک کند.

monitoring parasitemias is essential for public health strategies.

نظارت بر پاراسمیاها برای استراتژی‌های بهداشت عمومی ضروری است.

understanding the causes of parasitemias can improve prevention efforts.

درک علل پاراسمیاها می‌تواند تلاش‌های پیشگیری را بهبود بخشد.

parasitemias are often detected through blood tests.

پاراسمیاها اغلب از طریق آزمایش خون تشخیص داده می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید