parathion

[ایالات متحده]/ˌpærəˈθaɪən/
[بریتانیا]/ˌpærəˈθaɪən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مایعی زرد-قهوه‌ای سمی که به عنوان حشره‌کش یا کنه‌کش استفاده می‌شود
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

parathion exposure

قرار گرفتن در معرض پاراتیون

parathion toxicity

سمیت پاراتیون

parathion levels

سطح پاراتیون

parathion residues

آثار باقیمانده پاراتیون

parathion contamination

آلودگی پاراتیون

parathion regulation

مقررات پاراتیون

parathion ban

تعطیل پاراتیون

parathion usage

مصرف پاراتیون

parathion exposure limit

حد مجاز قرار گرفتن در معرض پاراتیون

parathion safety

ایمنی پاراتیون

جملات نمونه

parathion is a highly toxic pesticide.

پاراتیون یک حشره‌کش بسیار سمی است.

farmers often use parathion to control pests.

کشاورزان اغلب از پاراتیون برای کنترل آفات استفاده می‌کنند.

exposure to parathion can lead to serious health issues.

قرار گرفتن در معرض پاراتیون می‌تواند منجر به مشکلات جدی سلامتی شود.

parathion was banned in many countries due to its dangers.

به دلیل خطرات آن، پاراتیون در بسیاری از کشورها ممنوع شد.

safety precautions must be taken when handling parathion.

هنگام کار با پاراتیون باید اقدامات احتیاطی را رعایت کرد.

research is ongoing to find safer alternatives to parathion.

تحقیقات برای یافتن جایگزین‌های ایمن‌تر برای پاراتیون ادامه دارد.

parathion can contaminate water sources if not used properly.

اگر به درستی استفاده نشود، پاراتیون می‌تواند منابع آب را آلوده کند.

farm workers should wear protective gear when applying parathion.

کارگران مزرعه باید هنگام استفاده از پاراتیون از تجهیزات محافظتی استفاده کنند.

parathion affects the nervous system of insects.

پاراتیون بر سیستم عصبی حشرات تأثیر می‌گذارد.

the use of parathion is regulated by environmental agencies.

استفاده از پاراتیون توسط سازمان‌های محیط زیست تنظیم می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید