parietal

[ایالات متحده]/pə'raɪɪt(ə)l/
[بریتانیا]/pə'raɪətl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به زندگی دانشگاهی در آمریکا
مربوط به دیوار یک حفره یا ساختار
مربوط به استخوان بالایی

عبارات و ترکیب‌ها

parietal lobe

لوب پاریتال

parietal bone

استخوان Parietal

parietal cortex

قشر Parietal

جملات نمونه

Methods The morphosis of the mesothelium of the parietal pleura in rat were investigated by intrapleura injection with tracers and observed by scanning electron microscope.

روش‌های بررسی مورفولوژی مزوتلیوم پوشاننده پلور پاریتال در رت با استفاده از تزریق داخل پلور با نشانگرها و مشاهده توسط میکروسکوپ الکترونی روبشی انجام شد.

carpels 2, connate, stalked, 1-loculed, glabrous or piliferous, placentation parietal;

کربل‌ها 2، متصل، ساقه دار، 1-حاجره‌ای، بدون پرز یا پوشیده از پرز، جفت‌گیری پاریتال;

Right parietal lobe (supramarginal gyrus) was engaged only in the complex task might because this region were involved in visuospatial memory and processing.

لوب پاریتال راست (گیراز سوپرمارژینال) تنها در انجام وظیفه پیچیده درگیر بود زیرا این ناحیه درگیر حافظه و پردازش فضایی-تصویری بود.

There were large amount of serious fibrino and suppurative fibrino exudation on the serosa of liver hepar, lung, spleen, parietal layer and visceral layer of pericardium.

مقدار زیادی از ترشحات فیبرینی جدی و فیبرینی چرکی بر روی سروز کبد، هپار، ریه، طحال، لایه پاریتال و لایه پوششی پریکارد وجود داشت.

Apraxia arises from lesion to the regions associated with preparation and planning for the motor act, specifically the supramarginal gyrus of the parietal lobe, Broca's area, and the SMA.

آفازی از آسیب به مناطق مرتبط با آمادگی و برنامه‌ریزی برای عمل حرکتی، به طور خاص گیراز سوپرمارژینال لوب پاریتال، ناحیه بروکا و SMA ناشی می‌شود.

parietal lobe of the brain

لوب پاریتال مغز

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید