parosamia

[ایالات متحده]/ˌpærəˈsɔːmiə/
[بریتانیا]/ˌpærəˈsoʊmiə/

ترجمه

n. پاروسمیا؛ یک نقص عملکرد در حس بوی، که با عدم توانایی مغز برای تشخیص صحیح یک بوی منجر به حس بوی خمیده می‌شود.
شکل‌های واژه

جملات نمونه

patients with parosmia often report that food smells rotten or burnt.

بیمارانی که از پاروسمی رنج می برند اغلب گزارش می دهند که غذاها بوی فاسد یا سوخته دارند.

covid-19 is a common cause of parosmia in young adults.

کووید-19 یک علت رایج برای پاروسمی در افراد جوان است.

distorted smell perception is the primary symptom of parosmia.

دریافت بوی خراب یک علامت ویژه برای پاروسمی است.

the doctor diagnosed her with parosmia after she recovered from the flu.

پس از بهبودی او از گریپ، پزشک او را مبتلا به پاروسمی تشخیص داد.

many people experience parosmia symptoms for several weeks.

بسیاری از افراد علائم پاروسمی را در مدت چند هفته تجربه می کنند.

scent training is often recommended for treating parosmia.

آموزش بویایی اغلب برای درمان پاروسمی توصیه می شود.

she suffers from parosmia, which makes coffee smell like sewage.

او از پاروسمی رنج می برد که باعث می شود کافه بوی فاضلاب داشته باشد.

phantosmia differs from parosmia because it involves smells with no source.

فانتوسمی از پاروسمی متفاوت است زیرا شامل بوهایی است که منبعی ندارند.

experts are studying the link between viral infections and parosmia.

متخصصان رابطه بین عفونت های ویروسی و پاروسمی را مطالعه می کنند.

parosmia can significantly affect a patient's appetite and nutrition.

پاروسمی می تواند به طور قابل توجهی روی اشتها و تغذیه بیمار تأثیر بگذارد.

the exact mechanism behind parosmia remains unclear to scientists.

مکانیسم دقیق پشت پاروسمی برای دانشمندان هنوز واضح نیست.

most patients see an improvement in their parosmia over time.

بیشتر بیماران در مدت زمانی بهبودی در پاروسمی خود می بینند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید