parosmia

[ایالات متحده]/ˌpærˈɒzmɪə/
[بریتانیا]/ˌpɛrəˈzmiə/

ترجمه

n. بویایی غیرطبیعی

عبارات و ترکیب‌ها

parosmia symptoms

علائم پاروسمی

parosmia treatment

درمان پاروسمی

parosmia causes

علت های پاروسمی

parosmia diagnosis

تشخیص پاروسمی

parosmia disorder

اختلال پاروسمی

parosmia recovery

بهبودی پاروسمی

parosmia experiences

تجربیات پاروسمی

parosmia research

تحقیقات پاروسمی

parosmia effects

اثرات پاروسمی

parosmia awareness

آگاهی از پاروسمی

جملات نمونه

parosmia can cause a distorted sense of smell.

پاروسمی می‌تواند باعث ایجاد حس بوی تعفونی شود.

many people with parosmia report unpleasant odors.

بسیاری از افراد مبتلا به پاروسمی، بوی‌های ناخوشایند را گزارش می‌کنند.

parosmia often occurs after a viral infection.

پاروسمی اغلب پس از یک عفونت ویروسی رخ می‌دهد.

it can be challenging to eat with parosmia.

با پاروسمی خوردن می‌تواند چالش‌برانگیز باشد.

doctors are studying the effects of parosmia on patients.

پزشکان در حال بررسی اثرات پاروسمی بر روی بیماران هستند.

some people experience parosmia as a side effect of medication.

برخی افراد پاروسمی را به عنوان یک عارضه جانبی داروها تجربه می‌کنند.

parosmia can lead to a change in food preferences.

پاروسمی می‌تواند منجر به تغییر در ترجیحات غذایی شود.

understanding parosmia is important for effective treatment.

درک پاروسمی برای درمان مؤثر مهم است.

support groups can help those dealing with parosmia.

گروه‌های حمایتی می‌توانند به کسانی که با پاروسمی دست و پنجه نرم می‌کنند کمک کنند.

parosmia may improve over time for some individuals.

پاروسمی ممکن است در طول زمان برای برخی از افراد بهبود یابد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید