parotids

[ایالات متحده]/pəˈrɒtɪd/
[بریتانیا]/pəˈrɑːtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. غده بزاقی واقع در نزدیکی فک
adj. مربوط به غده پاروتید

عبارات و ترکیب‌ها

parotid gland

غده بزاقی

parotid duct

مجراي بزاقی

parotid tumor

تومور بزاقی

parotid swelling

تورم بزاقی

parotid surgery

جراحی بزاقی

parotid infection

عفونت بزاقی

parotid biopsy

بیوپسی بزاقی

parotid stone

سنگ بزاقی

parotid fascia

فاسیا بزاقی

parotid lymph

لنفاوی بزاقی

جملات نمونه

the parotid gland is the largest salivary gland in the human body.

غده‌ی بزاقی پاروتید بزرگترین غده‌ی بزاقی در بدن انسان است.

infections can cause swelling of the parotid gland.

عفونت‌ها می‌توانند باعث تورم غده‌ی بزاقی پاروتید شوند.

parotid tumors can be benign or malignant.

تومورهای پاروتید می‌توانند خوش‌خلق یا بدخلق باشند.

the parotid duct opens into the mouth near the second molar.

مجراي پاروتيد در نزديكي دندان قدملي دوم به دهان باز مي‌شود.

doctors often perform imaging studies to assess the parotid gland.

پزشکان اغلب مطالعات تصویربرداری را برای ارزیابی غده‌ی بزاقی پاروتید انجام می‌دهند.

parotid sialadenitis is an inflammation of the parotid gland.

پاروتید سیالادنیت یک التهاب غده‌ی بزاقی پاروتید است.

saliva production is primarily regulated by the parotid gland.

تولید بزاق عمدتاً توسط غده‌ی بزاقی پاروتید تنظیم می‌شود.

parotid gland surgery may be necessary for certain conditions.

جراحی غده‌ی بزاقی پاروتید ممکن است برای برخی شرایط ضروری باشد.

understanding parotid gland anatomy is important for surgeons.

درک آناتومی غده‌ی بزاقی پاروتید برای جراحان مهم است.

parotid gland disorders can lead to dry mouth and difficulty swallowing.

اختلالات غده‌ی بزاقی پاروتید می‌تواند منجر به خشکی دهان و مشکل در بلع شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید