parsons

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کشیشان پارش؛ روحانیون (جمع پارسون)

جملات نمونه

Mrs Parsons had a liking for gin and tonic.

خانم پارسونز علاقه ای به گین و تونیک داشت.

my name is Parsons, John Parsons.

اسم من پارسونز، جان پارسونز است.

he had simply missed Parsons out by an oversight.

او به سادگی به دلیل غفلتی پارسونز را فراموش کرده بود.

Tailcoat Parsons further pointed out the two functions of school class: socializing and selecting.

کت بلند پارسونز بیشتر به دو عملکرد کلاس مدرسه اشاره کرد: معاشرت و انتخاب.

When he was fifteen years old, he worked as a stockboy at Charivari, from where he gained the chance to enter the Parsons School of Design in New York City.

وقتی پانزده ساله بود، به عنوان یک کارگر در فروشگاه چارivari کار می‌کرد، جایی که فرصتی برای ورود به مدرسه طراحی پارسونز در شهر نیویورک به دست آورد.

at thirty he married an english girl, ……and granddaughter of two dorset parsons, experts in obscure subjects —paleopedology and aeolian harps, respectively.

در سن سی سالگی او با یک دختر انگلیسی ازدواج کرد، ... و نوه دو کشیش دورست، متخصص در موضوعات مبهم - به ترتیب، پالهوپدولوژی و سازهای هارپ ایولین.

At thirty he married an English girl, daughter of Jerome Dunn, the alpinist, and granddaughter of two Dorset parsons, experts in obscure subjects — paleopedology and Aeolian harps, respectively.

در سن سی سالگی او با یک دختر انگلیسی، دختر جروم دان، کوهنورد، و نوه دو کشیش دورست، متخصص در موضوعات مبهم - به ترتیب، پالهوپدولوژی و سازهای هارپ ایولین، ازدواج کرد.

نمونه‌های واقعی

His sons, except Mr Clare, are going to be parsons too.'

پسرانش، به جز آقای کلر، آنها هم کشیش خواهند شد.

منبع: Tess of the d'Urbervilles (abridged version)

" 'Ye are to declare it, ' was the parson's words, " Fairway continued.

'شما باید آن را اعلام کنید،' این کلمات کشیش بود، " فیروی ادامه داد.

منبع: Returning Home

Perhaps the rather strict parson would not approve of her travelling so far on a Sunday.

شاید کشیش سخت‌گیر از سفر او به این حد در یکشنبه‌ها خوش نداشت.

منبع: Tess of the d'Urbervilles (abridged version)

Why, that is very easy enough to understand, said the parson. Twas a treasure box they buried!

چرا، این بسیار آسان است که متوجه شویم، کشیش گفت. آن‌ها یک جعبه گنج دفن کردند!

منبع: American Elementary School English 6

After a while he passed an elderly parson riding a grey horse.

بعد از مدتی، او از کنار یک کشیش مسن که سوار بر اسب خاکستری بود، عبور کرد.

منبع: Tess of the d'Urbervilles (abridged version)

Frank Meriwether was hardly behind the parson in this fancy, and took, for a short time, to abstruse reading.

فرانک مریویتر در این مورد از کشیش عقب نبود و برای مدتی کوتاه به مطالعه‌های پیچیده پرداخت.

منبع: American Version Language Arts Volume 6

" Same stuff as parsons are made of" .

همان مواد اولیه ای که کشیشان از آن ساخته شده اند.

منبع: The Room with a View (Part Two)

Never told the old parson where they were.

هیچ وقت به کشیش پیر نگفتند که آنها کجا بودند.

منبع: Oliver Twist (Original Version)

You really ought to have been a parson.

شما واقعاً باید کشیش می شدید.

منبع: Jude the Obscure (Part Two)

You pious creatures always like to adore a parson.

شما موجودات متدین همیشه دوست دارید یک کشیش را پرستش کنید.

منبع: Blooming Roses (Part 1)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید