parthenogeny

[ایالات متحده]/ˌpɑːθəˈdʒɛnɪ/
[بریتانیا]/ˌpɑrθəˈdʒɛnɪ/

ترجمه

n. تولید مثل غیرجنسی بدون باروری
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

parthenogeny process

فرآیند بارتنوژنی

parthenogeny reproduction

تولید مثل بارتنوژنی

parthenogeny species

گونه‌های بارتنوژنی

parthenogeny example

مثال بارتنوژنی

parthenogeny mechanism

مکانیسم بارتنوژنی

parthenogeny theory

نظریه بارتنوژنی

parthenogeny advantages

مزایای بارتنوژنی

parthenogeny occurrence

وقوع بارتنوژنی

parthenogeny traits

ویژگی‌های بارتنوژنی

parthenogeny studies

مطالعات بارتنوژنی

جملات نمونه

parthenogeny is a fascinating reproductive strategy.

بارتنوژنس یک استراتژی تولید مثلی جذاب است.

some species of lizards exhibit parthenogeny.

برخی از گونه های مارمولک بارتنوژنس را نشان می دهند.

parthenogeny allows for rapid population growth.

بارتنوژنس به رشد سریع جمعیت اجازه می دهد.

researchers study parthenogeny to understand evolution.

محققان بارتنوژنس را برای درک تکامل مطالعه می کنند.

parthenogeny can occur in both plants and animals.

بارتنوژنس می تواند هم در گیاهان و هم در حیوانات رخ دهد.

some insects reproduce exclusively through parthenogeny.

برخی از حشرات منحصراً از طریق بارتنوژنس تولید مثل می کنند.

parthenogeny may help species survive in harsh environments.

بارتنوژنس ممکن است به گونه ها کمک کند تا در محیط های سخت زنده بمانند.

understanding parthenogeny could lead to advances in biotechnology.

درک بارتنوژنس می تواند منجر به پیشرفت در بیوتکنولوژی شود.

some fish species are capable of parthenogeny.

برخی از گونه های ماهی قادر به بارتنوژنس هستند.

parthenogeny is more common in certain environments.

بارتنوژنس در محیط های خاص بیشتر رایج است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید