postpartum care
افسردگی پس از زایمان
postpartum depression
دوره پس از زایمان
postpartum bleeding
مراقبتهای پس از زایمان
postpartum infection
خونریزی پس از زایمان
postpartum pain
غمهای پس از زایمان
postpartum recovery
بهبودی پس از زایمان
postpartum checkup
مادر پس از زایمان
postpartum exercise
حمایت پس از زایمان
postpartum weight loss
اضطراب پس از زایمان
postpartum period
تغذیه پس از زایمان
the postpartum period can be challenging for new mothers.
دوره پس از زایمان میتواند برای مادران جدید چالشبرانگیز باشد.
she experienced postpartum depression after giving birth.
او پس از زایمان دچار افسردگی پس از زایمان شد.
the doctor monitors the antepartum health of the patient.
پزشک وضعیت بهداشتی دوران بارداری بیمار را کنترل میکند.
intrapartum monitoring is crucial for ensuring safe delivery.
نظارت در حین زایمان برای اطمینان از زایمان ایمن بسیار مهم است.
postpartum bleeding is normal but should be monitored.
خونریزی پس از زایمان طبیعی است اما باید کنترل شود.
she received postpartum care at the hospital.
او در بیمارستان مراقبتهای پس از زایمان دریافت کرد.
the postpartum ward was quiet and peaceful.
بخش پس از زایمان آرام و باصفا بود.
postpartum exercise should be done gradually.
ورزش پس از زایمان باید به تدریج انجام شود.
he was supportive during the postpartum period.
او در طول دوره پس از زایمان از او حمایت کرد.
postpartum nutrition is important for recovery.
تغذیه پس از زایمان برای بهبودی مهم است.
the mother needed postpartum support from her family.
مادر به حمایت پس از زایمان از خانوادهاش نیاز داشت.
postpartum care
افسردگی پس از زایمان
postpartum depression
دوره پس از زایمان
postpartum bleeding
مراقبتهای پس از زایمان
postpartum infection
خونریزی پس از زایمان
postpartum pain
غمهای پس از زایمان
postpartum recovery
بهبودی پس از زایمان
postpartum checkup
مادر پس از زایمان
postpartum exercise
حمایت پس از زایمان
postpartum weight loss
اضطراب پس از زایمان
postpartum period
تغذیه پس از زایمان
the postpartum period can be challenging for new mothers.
دوره پس از زایمان میتواند برای مادران جدید چالشبرانگیز باشد.
she experienced postpartum depression after giving birth.
او پس از زایمان دچار افسردگی پس از زایمان شد.
the doctor monitors the antepartum health of the patient.
پزشک وضعیت بهداشتی دوران بارداری بیمار را کنترل میکند.
intrapartum monitoring is crucial for ensuring safe delivery.
نظارت در حین زایمان برای اطمینان از زایمان ایمن بسیار مهم است.
postpartum bleeding is normal but should be monitored.
خونریزی پس از زایمان طبیعی است اما باید کنترل شود.
she received postpartum care at the hospital.
او در بیمارستان مراقبتهای پس از زایمان دریافت کرد.
the postpartum ward was quiet and peaceful.
بخش پس از زایمان آرام و باصفا بود.
postpartum exercise should be done gradually.
ورزش پس از زایمان باید به تدریج انجام شود.
he was supportive during the postpartum period.
او در طول دوره پس از زایمان از او حمایت کرد.
postpartum nutrition is important for recovery.
تغذیه پس از زایمان برای بهبودی مهم است.
the mother needed postpartum support from her family.
مادر به حمایت پس از زایمان از خانوادهاش نیاز داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید