parvovirus

[ایالات متحده]/ˈpɑːvəʊvaɪrəs/
[بریتانیا]/ˈpɑrvoʊvaɪrəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی ویروس که باعث بیماری در حیوانات، به ویژه سگ‌ها و گربه‌ها می‌شود
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

canine parvovirus

پارووویروس سگی

feline parvovirus

پارووویروس گربه‌ای

parvovirus infection

عفونت پارووویروس

parvovirus vaccine

واکسن پارووویروس

parvovirus symptoms

علائم پارووویروس

parvovirus treatment

درمان پارووویروس

parvovirus outbreak

شیوع پارووویروس

parvovirus testing

تست پارووویروس

parvovirus transmission

انتقال پارووویروس

parvovirus prevention

پیشگیری از پارووویروس

جملات نمونه

parvovirus can cause severe illness in dogs.

ویروس پاروو می‌تواند باعث بیماری شدید در سگ‌ها شود.

the vaccine for parvovirus is essential for puppies.

واکسن برای ویروس پاروو برای تولپ‌ها ضروری است.

parvovirus spreads easily among unvaccinated dogs.

ویروس پاروو به راحتی در میان سگ‌های واکسینه‌نشده منتشر می‌شود.

veterinarians recommend regular testing for parvovirus.

پزشکان دامپزشکی آزمایش منظم برای ویروس پاروو را توصیه می‌کنند.

symptoms of parvovirus include vomiting and diarrhea.

علائم ویروس پاروو شامل استفراغ و اسهال است.

early detection of parvovirus can save a dog's life.

تشخیص زودهنگام ویروس پاروو می‌تواند جان یک سگ را نجات دهد.

parvovirus is highly contagious and can be fatal.

ویروس پاروو بسیار مسری است و می‌تواند کشنده باشد.

dog owners should be aware of parvovirus outbreaks.

صاحبان سگ باید از شیوع ویروس پاروو آگاه باشند.

parvovirus can survive in the environment for months.

ویروس پاروو می‌تواند برای ماه‌ها در محیط زیست زنده بماند.

proper sanitation can help prevent parvovirus infection.

بهداشت مناسب می‌تواند به جلوگیری از عفونت ویروس پاروو کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید