passeress

[ایالات متحده]/ˈpæs.ər.ɛs/
[بریتانیا]/ˈpæs.ər.ɛs/

ترجمه

n. خانواده فرعی از پرندگان که به عنوان پرندگان آوازخوان شناخته می‌شوند

عبارات و ترکیب‌ها

passing passeress

عبور کننده، خانم عبوری

friendly passeress

عبور کننده خانم مهربان

curious passeress

عبور کننده خانم کنجکاو

distracted passeress

عبور کننده خانم حواس پرت

thoughtful passeress

عبور کننده خانم متفکر

young passeress

عبور کننده خانم جوان

local passeress

عبور کننده خانم محلی

elegant passeress

عبور کننده خانم باوقار

anxious passeress

عبور کننده خانم مضطرب

busy passeress

عبور کننده خانم پرمشغله

جملات نمونه

the passeress stopped to admire the flowers.

عبور کننده برای تحسین گل ها توقف کرد.

a passeress asked for directions to the nearest café.

عبور کننده از مردم درخواست کرد که به نزدیکترین کافه چگونه برسد.

the passeress smiled at the children playing in the park.

عبور کننده لبخندی به کودکان بازی در پارک زد.

a passeress noticed the art installation in the square.

عبور کننده متوجه نصب هنری در میدان شد.

the passeress hurried past the busy street.

عبور کننده با عجله از خیابان شلوغ عبور کرد.

as a passeress, she often observed the city's changes.

به عنوان یک عبور کننده، او اغلب تغییرات شهر را مشاهده می کرد.

the passeress dropped her phone while rushing.

عبور کننده در حالی که عجله داشت، تلفن همراه خود را انداخت.

a passeress shared her umbrella with a stranger.

عبور کننده چتر خود را با یک غریبه به اشتراک گذاشت.

the passeress took a moment to enjoy the sunset.

عبور کننده لحظه ای وقت گذاشت تا از غروب لذت ببرد.

many passeresses stopped to take photos of the festival.

بسیاری از عبور کنندگان برای گرفتن عکس از جشنواره توقف کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید