pavo

[ایالات متحده]/ˈpeɪ.vəʊ/
[بریتانیا]/ˈpeɪ.voʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صورت فلکی در آسمان جنوبی که به نام طاووس نامگذاری شده است

عبارات و ترکیب‌ها

pavo dish

ظرف پاوو

pavo meat

گوشت پاوو

pavo feast

جشن پاوو

pavo recipe

دستور پاوو

pavo dinner

شام پاوو

pavo sandwich

ساندویچ پاوو

pavo salad

سالاد پاوو

pavo soup

سوپ پاوو

pavo burger

برگر پاوو

pavo sauce

سس پاوو

جملات نمونه

the pavo is a beautiful bird.

مرغ پاوو یک پرنده زیبا است.

we had pavo for dinner last night.

دیشب برای شام پاوو داشتیم.

pavo is often served during thanksgiving.

پاوو اغلب در روز شکرگزاری سرو می شود.

the pavo struts around proudly.

مرغ پاوو با افتخار در اطراف قدم می زند.

many people love the taste of pavo.

بسیاری از مردم طعم پاوو را دوست دارند.

pavo can be cooked in various ways.

می توان پاوو را به روش های مختلف پخت.

in some cultures, pavo is a symbol of abundance.

در برخی فرهنگ ها، پاوو نماد وفور است.

we are planning to roast a pavo for the holidays.

ما قصد داریم یک پاوو را برای تعطیلات کبابی کنیم.

children often enjoy watching the pavo dance.

بچه ها اغلب از تماشای رقص پاوو لذت می برند.

the feathers of the pavo are stunning.

پرهاى مرغ پاوو خیره کننده هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید