pedometer

[ایالات متحده]/pɪˈdɒmɪtə/
[بریتانیا]/pəˈdɑːmɪtər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاهی که تعداد قدم‌های برداشته شده را شمارش می‌کند؛ ابزاری برای اندازه‌گیری فاصله طی شده با پا
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

pedometer app

برنامه پدومتر

pedometer function

عملکرد پدومتر

pedometer readings

خواندن‌های پدومتر

pedometer tracking

ردیابی پدومتر

pedometer steps

قدم‌های پدومتر

pedometer device

دستگاه پدومتر

pedometer accuracy

دقت پدومتر

pedometer distance

مسافت پدومتر

pedometer features

ویژگی‌های پدومتر

pedometer benefits

مزایای پدومتر

جملات نمونه

i use a pedometer to track my daily steps.

من از یک قدم شمار برای پیگیری مراحل روزانه خود استفاده می کنم.

the pedometer helps me stay motivated to walk more.

قدم شمار به من کمک می کند تا برای پیاده روی بیشتر انگیزه داشته باشم.

she bought a pedometer to monitor her fitness progress.

او یک قدم شمار خرید تا پیشرفت تناسب اندام خود را زیر نظر بگیرد.

using a pedometer can improve your health.

استفاده از یک قدم شمار می تواند سلامت شما را بهبود بخشد.

my pedometer records how many calories i burn.

قدم شمار من ثبت می کند که چند کالری می سوزانم.

he set a goal to walk 10,000 steps with his pedometer.

او هدفی برای پیاده روی 10000 قدم با قدم شمار خود تعیین کرد.

many fitness apps include a pedometer feature.

بسیاری از برنامه های تناسب اندام دارای ویژگی قدم شمار هستند.

she was surprised by how much she walked after using the pedometer.

او از اینکه چقدر پیاده روی کرده بود بعد از استفاده از قدم شمار تعجب کرد.

the pedometer is a great tool for weight loss.

قدم شمار یک ابزار عالی برای کاهش وزن است.

he forgot to wear his pedometer during the hike.

او فراموش کرد که قدم شمار خود را در طول پیاده روی بپوشاند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید