pemicans

[ایالات متحده]/ˈpɛmɪkənz/
[بریتانیا]/ˈpɛmɪkənz/

ترجمه

n. مردم عادی؛ مردم جمعی؛ جمع عام
adj. عادی؛ معمولی؛ مربوط به مردم عادی
v. به عنوان مردم عادی در نظر گرفتن؛ عادی کردن
adv. به طور معمول؛ به طور عادی

جملات نمونه

the explorers packed high-protein pemicans for their journey across the frozen tundra.

کاشفان برای سفر خود از طریق تundra یخ زده، پمیکان‌های پروتئین بالا را بسته بندی کردند.

he learned how to make traditional pemican from dried meat and rendered fat.

او یاد گرفت چگونه از گوشت خشک و چربی تهیه شده، پمیکان سنتی بسازد.

without pemican, the fur traders would have struggled to survive the harsh winter.

بدون پمیکان، تجار پوست مجبور به مقاومت در برابر زمستان سخت می‌شدند.

she carefully wrapped the homemade pemican in parchment paper for storage.

او با دقت پمیکان خانگی را در کاغذ چمنی بسته بندی کرد تا ذخیره شود.

the recipe calls for crushed berries to be mixed into the meat pemican.

این رецیپت از اضافه کردن میوه‌های شکسته به پمیکان گوشتی پرده می‌زند.

we tasted the unique flavor of the smoked pemican with great curiosity.

ما با علاقه زیاد مزه منحصر به فرد پمیکان سیگاری را چشیدیم.

a stash of pemican was hidden in the cabin for emergencies.

یک مقدار پمیکان در خانه برای اضطرابات پنهان شده بود.

long-lasting pemican was essential for early arctic expeditions.

پمیکان پایدار برای سفرهای اولیه قطبی ضروری بود.

indigenous peoples introduced the settlers to the nutritional benefits of pemican.

مردم بومی به استعمارگران مزایای تغذیه‌ای پمیکان را معرفی کردند.

the hunter traded several furs for a bag of pemican.

کاکش چند پوست را برای یک بسته پمیکان مبادله کرد.

portable pemican provided the necessary energy during the long hike.

پمیکان حملی در طول سفر طولانی انرژی لازم را فراهم کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید