penpusher

[ایالات متحده]/ˈpɛnˌpʊʃə/
[بریتانیا]/ˈpɛnˌpʊʃər/

ترجمه

n. کارمند دولتی یا کارمند اداری؛ کسی که کارهای دفتری را انجام می‌دهد
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

busy penpusher

نویسنده پرمشغله

professional penpusher

نویسنده حرفه‌ای

seasoned penpusher

نویسنده با تجربه

dedicated penpusher

نویسنده متعهد

overworked penpusher

نویسنده در حال کار زیاد

skilled penpusher

نویسنده ماهر

ambitious penpusher

نویسنده جاه‌طلب

junior penpusher

نویسنده جوان

senior penpusher

نویسنده ارشد

efficient penpusher

نویسنده کارآمد

جملات نمونه

the penpusher spent hours at the desk writing reports.

نویسنده گزارش‌ها ساعت‌ها پشت میز وقت گذراند.

being a penpusher can sometimes feel monotonous.

گاهی اوقات بودن یک نویسنده گزارش‌ها می‌تواند یکنواخت به نظر برسد.

he is just a penpusher, not a creative thinker.

او فقط یک نویسنده گزارش است، نه یک متفکر خلاق.

the penpusher's job involves a lot of paperwork.

کار یک نویسنده گزارش شامل کارهای اداری زیادی است.

many penpushers are skilled at managing time effectively.

بسیاری از نویسندگان گزارش‌ها در مدیریت زمان به طور مؤثر مهارت دارند.

she feels like a penpusher stuck in an office all day.

او احساس می‌کند مانند یک نویسنده گزارش که تمام روز در دفتر گیر افتاده است.

the penpusher organized the files meticulously.

نویسنده گزارش‌ها فایل‌ها را با دقت سازماندهی کرد.

as a penpusher, he often deals with tedious tasks.

به عنوان یک نویسنده گزارش، او اغلب با وظایف خسته‌کننده سر و کار دارد.

she dreams of being more than just a penpusher.

او رویای تبدیل شدن به بیشتر از یک نویسنده گزارش را دارد.

the penpusher's attention to detail is commendable.

توجه نویسنده گزارش‌ها به جزئیات قابل تحسین است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید