| جمع | penpushers |
busy penpusher
نویسنده پرمشغله
professional penpusher
نویسنده حرفهای
seasoned penpusher
نویسنده با تجربه
dedicated penpusher
نویسنده متعهد
overworked penpusher
نویسنده در حال کار زیاد
skilled penpusher
نویسنده ماهر
ambitious penpusher
نویسنده جاهطلب
junior penpusher
نویسنده جوان
senior penpusher
نویسنده ارشد
efficient penpusher
نویسنده کارآمد
the penpusher spent hours at the desk writing reports.
نویسنده گزارشها ساعتها پشت میز وقت گذراند.
being a penpusher can sometimes feel monotonous.
گاهی اوقات بودن یک نویسنده گزارشها میتواند یکنواخت به نظر برسد.
he is just a penpusher, not a creative thinker.
او فقط یک نویسنده گزارش است، نه یک متفکر خلاق.
the penpusher's job involves a lot of paperwork.
کار یک نویسنده گزارش شامل کارهای اداری زیادی است.
many penpushers are skilled at managing time effectively.
بسیاری از نویسندگان گزارشها در مدیریت زمان به طور مؤثر مهارت دارند.
she feels like a penpusher stuck in an office all day.
او احساس میکند مانند یک نویسنده گزارش که تمام روز در دفتر گیر افتاده است.
the penpusher organized the files meticulously.
نویسنده گزارشها فایلها را با دقت سازماندهی کرد.
as a penpusher, he often deals with tedious tasks.
به عنوان یک نویسنده گزارش، او اغلب با وظایف خستهکننده سر و کار دارد.
she dreams of being more than just a penpusher.
او رویای تبدیل شدن به بیشتر از یک نویسنده گزارش را دارد.
the penpusher's attention to detail is commendable.
توجه نویسنده گزارشها به جزئیات قابل تحسین است.
busy penpusher
نویسنده پرمشغله
professional penpusher
نویسنده حرفهای
seasoned penpusher
نویسنده با تجربه
dedicated penpusher
نویسنده متعهد
overworked penpusher
نویسنده در حال کار زیاد
skilled penpusher
نویسنده ماهر
ambitious penpusher
نویسنده جاهطلب
junior penpusher
نویسنده جوان
senior penpusher
نویسنده ارشد
efficient penpusher
نویسنده کارآمد
the penpusher spent hours at the desk writing reports.
نویسنده گزارشها ساعتها پشت میز وقت گذراند.
being a penpusher can sometimes feel monotonous.
گاهی اوقات بودن یک نویسنده گزارشها میتواند یکنواخت به نظر برسد.
he is just a penpusher, not a creative thinker.
او فقط یک نویسنده گزارش است، نه یک متفکر خلاق.
the penpusher's job involves a lot of paperwork.
کار یک نویسنده گزارش شامل کارهای اداری زیادی است.
many penpushers are skilled at managing time effectively.
بسیاری از نویسندگان گزارشها در مدیریت زمان به طور مؤثر مهارت دارند.
she feels like a penpusher stuck in an office all day.
او احساس میکند مانند یک نویسنده گزارش که تمام روز در دفتر گیر افتاده است.
the penpusher organized the files meticulously.
نویسنده گزارشها فایلها را با دقت سازماندهی کرد.
as a penpusher, he often deals with tedious tasks.
به عنوان یک نویسنده گزارش، او اغلب با وظایف خستهکننده سر و کار دارد.
she dreams of being more than just a penpusher.
او رویای تبدیل شدن به بیشتر از یک نویسنده گزارش را دارد.
the penpusher's attention to detail is commendable.
توجه نویسنده گزارشها به جزئیات قابل تحسین است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید