| جمع | pepperwoods |
pepperwood tree
درخت گوجهای
pepperwood leaves
برگ گوجهای
pepperwood bark
پوست گوجهای
pepperwood berries
میوه گوجهای
pepperwood oil
روغن گوجهای
pepperwood extract
استخراج گوجهای
pepperwood powder
پودر گوجهای
pepperwood branches
گیاه گوجهای
pepperwood seeds
دانه گوجهای
pepperwood sap
نکه گوجهای
the pepperwood tree stood tall in the mountain forest.
در جنگل کوهستان، درخت چوب فلفل به طور متمایزی بلند بود.
we gathered pepperwood branches for the fireplace.
ما شاخههای چوب فلفل را برای کوره جمعآوری کردیم.
the pepperwood scent filled the kitchen while cooking.
بوی چوب فلفل در حین پختپزی کitchen را پر کرد.
she added pepperwood seasoning to the stew.
او به گوشت چوب فلفل به عنوان یک فلفلدار اضافه کرد.
the pepperwood oil has a distinctive aroma.
روغن چوب فلفل بوی متمایزی دارد.
native americans used pepperwood bark for medicine.
آمریکاییهای اصلی از پوست چوب فلفل برای دارو استفاده میکردند.
the pepperwood grove provided shelter for wildlife.
چمن چوب فلفل پناهگاهی برای حیوانات وحشی فراهم کرد.
he carved a beautiful bowl from pepperwood.
او یک ظرف زیبایی را از چوب فلفل چید.
the pepperwood leaves turned golden in autumn.
برگهای چوب فلفل در پاییز به رنگ زرد تبدیل شدند.
pepperwood is a type of evergreen tree.
چوب فلفل نوعی درخت چمنزیست است.
the recipe calls for crushed pepperwood.
این دستور پختپزی از چوب فلفل شکسته استفاده میکند.
the carpenter polished the pepperwood surface.
چوبکار سطح چوب فلفل را پولیش کرد.
pepperwood tree
درخت گوجهای
pepperwood leaves
برگ گوجهای
pepperwood bark
پوست گوجهای
pepperwood berries
میوه گوجهای
pepperwood oil
روغن گوجهای
pepperwood extract
استخراج گوجهای
pepperwood powder
پودر گوجهای
pepperwood branches
گیاه گوجهای
pepperwood seeds
دانه گوجهای
pepperwood sap
نکه گوجهای
the pepperwood tree stood tall in the mountain forest.
در جنگل کوهستان، درخت چوب فلفل به طور متمایزی بلند بود.
we gathered pepperwood branches for the fireplace.
ما شاخههای چوب فلفل را برای کوره جمعآوری کردیم.
the pepperwood scent filled the kitchen while cooking.
بوی چوب فلفل در حین پختپزی کitchen را پر کرد.
she added pepperwood seasoning to the stew.
او به گوشت چوب فلفل به عنوان یک فلفلدار اضافه کرد.
the pepperwood oil has a distinctive aroma.
روغن چوب فلفل بوی متمایزی دارد.
native americans used pepperwood bark for medicine.
آمریکاییهای اصلی از پوست چوب فلفل برای دارو استفاده میکردند.
the pepperwood grove provided shelter for wildlife.
چمن چوب فلفل پناهگاهی برای حیوانات وحشی فراهم کرد.
he carved a beautiful bowl from pepperwood.
او یک ظرف زیبایی را از چوب فلفل چید.
the pepperwood leaves turned golden in autumn.
برگهای چوب فلفل در پاییز به رنگ زرد تبدیل شدند.
pepperwood is a type of evergreen tree.
چوب فلفل نوعی درخت چمنزیست است.
the recipe calls for crushed pepperwood.
این دستور پختپزی از چوب فلفل شکسته استفاده میکند.
the carpenter polished the pepperwood surface.
چوبکار سطح چوب فلفل را پولیش کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید