pepsin

[ایالات متحده]/'pepsɪn/
[بریتانیا]/'pɛpsɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پروتئاز معده
Word Forms
جمعpepsins

جملات نمونه

to convert to pepsin

تبدیل به پسین

The enzymolysis effect of neutral protease, papain, pepsin, bromelin, flavourzyme and compound protease was studied respectively on the sleeve-fish protein.

اثر آنزیم‌زدايي آنزيم خنثي، پاپائين، پسين، بروملين، فلاورزيم و آنزيم پروتئاز مرکب به ترتيب بر پروتئين ماهی اسلاو مورد مطالعه قرار گرفت.

Represent medicine: Much pepsin, pancreatin, more enzymatic piece, Mai Feiming (galactenzyme is unripe) wait.

نماینده داروها: مقدار زیاد پپسین، پانکراتین، قطعات آنزیمی بیشتر، Mai Feiming (آنزیم کهکشتی نارس) منتظر.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید