perfecters

[ایالات متحده]/ˈpɜːfɪktərz/
[بریتانیا]/ˈpɜːrfɪktərz/

ترجمه

n. جمع perfecter؛ افرادی که چیزها را کامل یا پایان‌بندی می‌کنند.

جملات نمونه

the society was founded by a group of moral perfecters.

این جامعه توسط گروهی از کامل‌کننده‌های اخلاق تأسیس شد.

these artists act as aesthetic perfecters of the human form.

این هنرمندان به عنوان کامل‌کننده‌های زیبایی شکل انسان عمل می‌کنند.

he is known as one of the principal perfecters of this technique.

او به عنوان یکی از اصلی‌ترین کامل‌کننده‌های این فن محسوب می‌شود.

language perfecters ensure the grammar rules are consistent.

کامل‌کننده‌های زبان اطمینان حاصل می‌کنند که قواعد گرامری یکنواخت هستند.

the team are diligent perfecters of the manufacturing process.

این تیم به عنوان کامل‌کننده‌های صادقانه فرآیند تولید عمل می‌کنند.

philosophers act as intellectual perfecters of societal norms.

فیلسوفان به عنوان کامل‌کننده‌های ذهنی نرم‌های اجتماعی عمل می‌کنند.

legislators serve as legal perfecters of the constitution.

قانون‌گذاران به عنوان کامل‌کننده‌های قانونی قانون اساسی خدمت می‌کنند.

they are tireless perfecters of the customer experience.

آن‌ها به عنوان کامل‌کننده‌های بی‌تنه تجربه مشتری عمل می‌کنند.

skilled craftsmen are quality perfecters of the final product.

هنرمندان ماهر به عنوان کامل‌کننده‌های کیفیت محصول نهایی هستند.

scientists act as methodological perfecters in the laboratory.

دانشمندان به عنوان کامل‌کننده‌های روش‌شناسی در آزمایشگاه عمل می‌کنند.

they are humble perfecters of their own artistic skills.

آن‌ها به عنوان کامل‌کننده‌های خشک‌خون مهارت‌های هنری خود هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید