perfuses

[ایالات متحده]/pəˈfjuːzɪz/
[بریتانیا]/pərˈfjuːzɪz/

ترجمه

vt. باعث شدن یک مایع از چیزی عبور کند

عبارات و ترکیب‌ها

blood perfuses

جریان خون

oxygen perfuses

اکسیژن جریان می‌یابد

tissue perfuses

بافت‌ها جریان می‌یابند

fluid perfuses

سیالات جریان می‌یابند

nutrient perfuses

مواد مغذی جریان می‌یابند

bloodstream perfuses

جریان خون جریان می‌یابد

heart perfuses

قلب جریان می‌یابد

organ perfuses

اندام جریان می‌یابد

capillary perfuses

مویرگ‌ها جریان می‌یابند

vein perfuses

وریدها جریان می‌یابند

جملات نمونه

the nurse perfuses the tissue with vital nutrients.

پرستار بافت را با مواد مغذی حیاتی اشباع می‌کند.

the heart perfuses blood to all parts of the body.

قلب خون را به تمام قسمت‌های بدن می‌رساند.

oxygen perfuses the lungs during respiration.

اکسیژن در طول تنفس ریه‌ها را اشباع می‌کند.

the medication perfuses the affected area quickly.

دارو به سرعت ناحیه آسیب دیده را اشباع می‌کند.

she perfuses her artwork with vibrant colors.

او آثار هنری خود را با رنگ‌های زنده اشباع می‌کند.

the aroma perfuses the entire room.

عطر کل اتاق را پر می‌کند.

the gardener perfuses the soil with water.

باغبانی خاک را با آب اشباع می‌کند.

sunlight perfuses the forest, creating a magical atmosphere.

نور خورشید جنگل را اشباع می‌کند و فضایی جادویی ایجاد می‌کند.

the chef perfuses the dish with spices for flavor.

سرآشپز غذا را برای طعم با ادویه‌ها اشباع می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید