perimysium

[ایالات متحده]/ˌpɛrɪˈmɪziəm/
[بریتانیا]/ˌpɛrɪˈmɪziəm/

ترجمه

n. بافت همبند احاطه کننده یک دسته از الیاف عضلانی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

perimysium layer

لایه پریمیسیم

perimysium function

عملکرد پریمیسیم

perimysium structure

ساختار پریمیسیم

perimysium tissue

بافت پریمیسیم

perimysium role

نقش پریمیسیم

perimysium fibers

فیبرهای پریمیسیم

perimysium sheath

غلاف پریمیسیم

perimysium cells

سلول‌های پریمیسیم

perimysium repair

ترمیم پریمیسیم

perimysium injury

آسیب پریمیسیم

جملات نمونه

the perimysium surrounds each muscle fascicle.

پری‌میزیم دور هر خوشه‌ای از فاسیكل عضلانی را احاطه می‌کند.

understanding the perimysium is essential for muscle anatomy.

درک پری‌میزیم برای درک آناتومی عضلانی ضروری است.

the perimysium helps in the transmission of force.

پری‌میزیم به انتقال نیرو کمک می‌کند.

injuries to the perimysium can affect muscle function.

آسیب به پری‌میزیم می‌تواند بر عملکرد عضلات تأثیر بگذارد.

researchers study the perimysium to improve rehabilitation techniques.

محققان پری‌میزیم را برای بهبود تکنیک‌های توان‌بخشی مطالعه می‌کنند.

the perimysium is composed of connective tissue.

پری‌میزیم از بافت همبند تشکیل شده است.

during exercise, the perimysium plays a crucial role.

در طول ورزش، پری‌میزیم نقش مهمی ایفا می‌کند.

in histology, the perimysium is identified under a microscope.

در هیستولوژی، پری‌میزیم تحت میکروسکوپ شناسایی می‌شود.

damage to the perimysium may lead to muscle tears.

آسیب به پری‌میزیم ممکن است منجر به پارگی عضلات شود.

training can strengthen the perimysium and surrounding tissues.

تمرین می‌تواند پری‌میزیم و بافت‌های اطراف را تقویت کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید