perishableness

[ایالات متحده]/ˈpɛrɪʃəblnəs/
[بریتانیا]/ˈpɛrɪʃəblnəs/

ترجمه

n. کیفیت فاسد شدنی بودن
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

perishableness factor

عامل فساد

perishableness issue

مشکل فساد

perishableness of food

فسادپذیری غذا

perishableness assessment

ارزیابی فسادپذیری

perishableness concern

نگرانی در مورد فساد

perishableness management

مدیریت فساد

perishableness limit

حد فساد

perishableness warning

هشدار فساد

perishableness properties

ویژگی‌های فساد

perishableness challenge

چالش فساد

جملات نمونه

the perishableness of food requires careful storage.

تجزیه‌پذیری غذا نیاز به نگهداری دقیق دارد.

understanding perishableness helps in inventory management.

درک تجزیه‌پذیری به مدیریت موجودی کمک می‌کند.

farmers must consider the perishableness of their crops.

کشاورزان باید تجزیه‌پذیری محصولات خود را در نظر بگیرند.

the perishableness of dairy products is a significant concern.

تجزیه‌پذیری محصولات لبنی یک نگرانی مهم است.

perishableness affects how we plan our meals.

تجزیه‌پذیری بر نحوه برنامه‌ریزی وعده‌های غذایی ما تأثیر می‌گذارد.

to reduce perishableness, we should freeze leftovers.

برای کاهش تجزیه‌پذیری، باید غذای اضافی را فریز کنیم.

the perishableness of flowers makes them a thoughtful gift.

تجزیه‌پذیری گل‌ها آن‌ها را به هدیه‌ای معنی‌دار تبدیل می‌کند.

restaurants must manage the perishableness of their ingredients.

رستوران‌ها باید نحوه مدیریت تجزیه‌پذیری مواد اولیه خود را مدیریت کنند.

consumers should be aware of the perishableness of fresh produce.

مصرف‌کنندگان باید از تجزیه‌پذیری محصولات تازه آگاه باشند.

the perishableness of certain items dictates their pricing.

تجزیه‌پذیری اقلام خاص قیمت آن‌ها را تعیین می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید