permitters

[ایالات متحده]/pə'mɪtə/
[بریتانیا]/pər'mɪtər/

ترجمه

n. نوعی مجوز1; پروانه; اجازه; گذرنامه

عبارات و ترکیب‌ها

permitters allowed

مجوزها داده شده

permitters required

مجوزها مورد نیاز

permitters issued

مجوزها صادر شده

permitters list

لیست مجوزها

permitters granted

مجوزها اعطا شده

permitters denied

مجوزها رد شده

permitters checked

بررسی مجوزها

permitters updated

به‌روزرسانی مجوزها

permitters verified

تاییدیه مجوزها

permitters available

مجوزها در دسترس

جملات نمونه

only permitters can access the restricted area.

فقط دارندگان مجوز می‌توانند به منطقه محدود دسترسی داشته باشند.

the permitters must follow strict guidelines.

دارندگان مجوز باید دستورالعمل‌های سختگیرانه را رعایت کنند.

permitters are responsible for ensuring safety.

دارندگان مجوز مسئول اطمینان از ایمنی هستند.

we need to identify the permitters for this project.

ما باید دارندگان مجوز را برای این پروژه شناسایی کنیم.

only certified permitters can issue permits.

فقط دارندگان مجوز گواهی‌دار می‌توانند مجوز صادر کنند.

permitters must complete training every year.

دارندگان مجوز باید هر سال آموزش ببینند.

the list of permitters will be updated regularly.

لیست دارندگان مجوز به طور منظم به‌روزرسانی خواهد شد.

permitters are required to carry identification at all times.

از دارندگان مجوز همیشه لازم است که مدار شناسایی همراه داشته باشند.

we trust the judgment of experienced permitters.

ما به قضاوت دارندگان مجوز با تجربه اعتماد داریم.

permitters play a crucial role in the approval process.

دارندگان مجوز نقش مهمی در فرآیند تأیید ایفا می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید