perplexities

[ایالات متحده]/pəˈplɛksɪtiz/
[بریتانیا]/pərˈplɛksɪtiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حالت‌های سردرگمی؛ گیجی؛ پیچیدگی‌ها؛ دشواری‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

life's perplexities

پیچیدگی‌های زندگی

addressing perplexities

رسیدگی به پیچیدگی‌ها

perplexities arise

پیچیدگی‌ها پدید می‌آیند

understanding perplexities

درک پیچیدگی‌ها

perplexities of life

پیچیدگی‌های زندگی

navigating perplexities

عبور از پیچیدگی‌ها

perplexities explored

بررسی پیچیدگی‌ها

facing perplexities

مواجهه با پیچیدگی‌ها

perplexities discussed

بحث درباره پیچیدگی‌ها

perplexities revealed

افشای پیچیدگی‌ها

جملات نمونه

he often contemplates the perplexities of life.

او اغلب در مورد پیچیدگی‌های زندگی تأمل می‌کند.

the perplexities of the situation left everyone confused.

پیچیدگی‌های وضعیت باعث سردرگمی همه شد.

she expressed her perplexities during the meeting.

او پیچیدگی‌های خود را در طول جلسه بیان کرد.

understanding the perplexities of human behavior is challenging.

درک پیچیدگی‌های رفتار انسان چالش‌برانگیز است.

his perplexities were evident in his writings.

پیچیدگی‌های او در نوشته‌هایش آشکار بود.

they sought help to resolve their perplexities.

آنها به دنبال کمک برای رفع پیچیدگی‌های خود بودند.

life is full of perplexities that we must navigate.

زندگی پر از پیچیدگی‌هایی است که باید از آن‌ها عبور کنیم.

the perplexities of the puzzle intrigued her.

پیچیدگی‌های پازل او را مجذوب خود کرد.

he shared his perplexities with his closest friends.

او پیچیدگی‌های خود را با نزدیک‌ترین دوستانش در میان گذاشت.

addressing the perplexities of the project is essential.

رسیدگی به پیچیدگی‌های پروژه ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید