| جمع | pezizas |
peziza fungus
میکروب peziza
peziza species
گونه peziza
orange peziza
peziza نارنجی
common peziza
peziza معمول
peziza habitat
زیستگاه peziza
wild peziza
peziza جنگلی
peziza discovery
کشف peziza
finding peziza
یافتن peziza
peziza collection
جمعآوری peziza
peziza identification
شناسایی peziza
the damp environment allowed peziza to grow on the rotting log.
محیط مرطوب باعث رشد پزیزا روی چوب فاسد شد.
scientists classify peziza as a genus of cup fungi.
دانشمندان پزیزا را به عنوان یک جنس قارچهای کاسهای طبقهبندی میکنند.
we found a brown peziza specimen near the old stone wall.
ما یک نمونه پزیزا قهوهای را در نزدیکی دیوار سنگی قدیمی پیدا کردیم.
peziza species often reproduce asexually through spores.
گونههای پزیزا معمولاً به صورت ناسازگاری از طریق اسپور تکثیر میشوند.
gardeners frequently encounter peziza in wood chip mulch.
کاشتکاران معمولاً پزیزا را در چرخهای چوبی مییابند.
do not eat any peziza found in the wild without expert identification.
هرگز پزیزاهایی که در طبیعت پیدا میکنید را نخورید مگر اینکه توسط یک متخصص شناسایی شده باشند.
the recent rain caused a bloom of peziza in the backyard.
باران اخیر باعث گسترش پزیزا در باگیت شد.
experts identified the fungus as peziza domiciliana.
متخصصان قارچ را به عنوان پزیزا دومیسیلیانا شناسایی کردند.
the morphology of peziza varies significantly between species.
مorfولوژی پزیزا بین گونهها به طور قابل توجهی متفاوت است.
commonly known as cup fungi, peziza grows on disturbed soil.
پزیزا که به عنوان قارچهای کاسهای شناخته میشود روی خاکی که مختل شده است رشد میکند.
apeziza apothecium can reach several inches in diameter.
آپوتیکیوم پزیزا میتواند به قطر چند اینچ برسد.
peziza fungus
میکروب peziza
peziza species
گونه peziza
orange peziza
peziza نارنجی
common peziza
peziza معمول
peziza habitat
زیستگاه peziza
wild peziza
peziza جنگلی
peziza discovery
کشف peziza
finding peziza
یافتن peziza
peziza collection
جمعآوری peziza
peziza identification
شناسایی peziza
the damp environment allowed peziza to grow on the rotting log.
محیط مرطوب باعث رشد پزیزا روی چوب فاسد شد.
scientists classify peziza as a genus of cup fungi.
دانشمندان پزیزا را به عنوان یک جنس قارچهای کاسهای طبقهبندی میکنند.
we found a brown peziza specimen near the old stone wall.
ما یک نمونه پزیزا قهوهای را در نزدیکی دیوار سنگی قدیمی پیدا کردیم.
peziza species often reproduce asexually through spores.
گونههای پزیزا معمولاً به صورت ناسازگاری از طریق اسپور تکثیر میشوند.
gardeners frequently encounter peziza in wood chip mulch.
کاشتکاران معمولاً پزیزا را در چرخهای چوبی مییابند.
do not eat any peziza found in the wild without expert identification.
هرگز پزیزاهایی که در طبیعت پیدا میکنید را نخورید مگر اینکه توسط یک متخصص شناسایی شده باشند.
the recent rain caused a bloom of peziza in the backyard.
باران اخیر باعث گسترش پزیزا در باگیت شد.
experts identified the fungus as peziza domiciliana.
متخصصان قارچ را به عنوان پزیزا دومیسیلیانا شناسایی کردند.
the morphology of peziza varies significantly between species.
مorfولوژی پزیزا بین گونهها به طور قابل توجهی متفاوت است.
commonly known as cup fungi, peziza grows on disturbed soil.
پزیزا که به عنوان قارچهای کاسهای شناخته میشود روی خاکی که مختل شده است رشد میکند.
apeziza apothecium can reach several inches in diameter.
آپوتیکیوم پزیزا میتواند به قطر چند اینچ برسد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید