pharma

[ایالات متحده]/ˈfɑːmə/
[بریتانیا]/ˈfɑːrmə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شرکت دارویی
pref. دارو، دارویی
شکل‌های واژه
جمعpharmas

عبارات و ترکیب‌ها

pharma industry

صنعت دارو

pharma sales

فروش دارو

pharma company

شرکت دارو

pharma research

پژوهش دارو

pharma market

بازار دارو

pharma stock

سهام دارو

pharma giant

عملاق دارو

pharma deal

معامله دارو

pharma innovation

نوآوری دارو

pharma product

محصول دارو

جملات نمونه

the pharma industry is facing increased regulatory scrutiny.

صنعت دارو در مواجهه با نظارت‌های قانونی بیشتری قرار دارد.

our company is a leading pharma manufacturer.

شرکت ما یکی از پیشروترین تولیدکنندگان دارو است.

she works in pharma sales and marketing.

او در فروش و بازاریابی دارو کار می‌کند.

the pharma pipeline includes several promising new drugs.

لیست دارویی شامل چند داروی جدید و وعده‌آور است.

we are investing in pharma research and development.

ما در تحقیق و توسعه دارو سرمایه گذاری می‌کنیم.

generic pharma products are often more affordable.

محصولات دارویی عمومی اغلب قیمت‌های منصفانه‌تری دارند.

the pharma company announced a new clinical trial.

شرکت دارویی یک آزمایش بالینی جدید را اعلام کرد.

he specializes in pharma intellectual property law.

او در قانون مالکیت معنوی دارو متخصص است.

the pharma sector is highly competitive.

صنعت دارو بسیار رقابتی است.

we need to improve pharma supply chain resilience.

ما نیاز داریم تا مقاومت زنجیره تأمین دارو را بهبود بخشیم.

the pharma giant reported record profits this quarter.

گیگانت دارویی در این فصل سودهای رکوردی گزارش داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید