phasmidas

[ایالات متحده]/ˈfæzmɪdəz/
[بریتانیا]/ˈfæzmɪdəz/

ترجمه

n. pl. هر کرم گونه‌ای از سرده Phasmatodea که به عنوان کرم‌های گل‌چین شناخته می‌شود.

جملات نمونه

the phasmidas family includes over 3,000 known species worldwide.

خانواده فاسمیدا شامل بیش از ۳۰۰۰ گونه شناخته شده در سراسر جهان می‌شود.

phasmidas are masters of camouflage in their natural habitat.

فاسمیداها بهترین گونه‌های پوشش‌گذاری در محیط طبیعی خود هستند.

scientists study phasmidas to understand evolutionary mimicry.

دانشمندان فاسمیداها را مطالعه می‌کنند تا از تقلید تکاملی بیشتر بفهمند.

phasmidas genus includes some of the longest insects on earth.

جنس فاسمیدا شامل برخی از طولانی‌ترین حشرات روی زمین می‌شود.

female phasmidas can reproduce without males through parthenogenesis.

فاسمیداها ماده می‌توانند بدون حضور نر از طریق پارتوژنز تولید مثل کنند.

phasmidas order contains both stick insects and leaf insects.

سفارش فاسمیدا شامل هر دو حشرات چوبی و حشرات برگی می‌شود.

the phasmidas taxonomy helps classify these remarkable creatures.

تکسونومی فاسمیدا به طبقه‌بندی این موجودات برجسته کمک می‌کند.

phasmidas defense mechanisms include playing dead and regenerating limbs.

مکانیزم‌های دفاع فاسمیدا شامل بازی با مرگ و بازتولید اندام‌ها می‌شود.

researchers document new phasmidas species in tropical rainforests.

پژوهشگران گونه‌های جدید فاسمیدا را در جنگل‌های گیاک در مناطق گرمسیری ثبت می‌کنند.

phasmidas conservation efforts protect endangered forest habitats.

تلاش‌های حفاظت فاسمیدا جایگاه‌های جنگلی در معرض خطر را حفظ می‌کنند.

the phasmidas life cycle includes egg, nymph, and adult stages.

چرخه زندگی فاسمیدا شامل مراحل تخم، نیم‌成熟 و بزرگسالی می‌شود.

amateur collectors sometimes keep phasmidas as exotic pets.

جمع‌آوران غیر حرفه‌ای گاهی فاسمیدا را به عنوان حیوانات خانگی نادر نگه می‌دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید