phasmids

[ایالات متحده]/ˈfæzmɪd/
[بریتانیا]/ˈfæzmɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی حشره که شبیه چوب یا برگ است؛ اندام حسی دم

عبارات و ترکیب‌ها

giant phasmid

حسود بزرگ

phasmid species

گونه‌های حسود

phasmid behavior

رفتار حسود

phasmid habitat

زیستگاه حسود

phasmid diet

رژیم غذایی حسود

phasmid morphology

ریخت‌شناسی حسود

phasmid reproduction

تولید مثل حسود

phasmid camouflage

استتار حسود

phasmid research

تحقیقات حسود

phasmid taxonomy

طبقه بندی حسود

جملات نمونه

the phasmid is often mistaken for a twig.

حشره فازمید اغلب با شاخه اشتباه گرفته می‌شود.

phasmids are known for their incredible camouflage.

فازمیدها به دلیل استتار فوق العاده خود مشهور هستند.

many people find phasmids fascinating creatures.

بسیاری از مردم فازمیدها را موجوداتی جذاب می‌دانند.

phasmids can be found in tropical forests.

فازمیدها را می‌توان در جنگل‌های استوایی یافت.

some phasmids can grow up to 30 centimeters long.

برخی از فازمیدها می‌توانند تا 30 سانتی‌متر رشد کنند.

phasmids are herbivorous insects that eat leaves.

فازمیدها حشرات گیاه‌خواری هستند که برگ‌ها را می‌خورند.

studying phasmids helps scientists understand evolution.

مطالعه فازمیدها به دانشمندان کمک می‌کند تا تکامل را درک کنند.

phasmids have long, slender bodies that aid in hiding.

فازمیدها بدنی بلند و باریک دارند که به پنهان شدن کمک می‌کند.

some phasmids can regenerate lost limbs.

برخی از فازمیدها می‌توانند اندام‌های از دست رفته را بازسازی کنند.

phasmids are often kept as exotic pets.

فازمیدها اغلب به عنوان حیوان خانگی عجیب و غریب نگهداری می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید