philistia

[ایالات متحده]/fɪˈlɪs.ti.ə/
[بریتانیا]/fɪˈlɪs.ti.ə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک کشور باستانی در سواحل شرقی مدیترانه که توسط فلسطینی‌ها ساکن بوده است (قرن 12-4 قبل از میلاد)
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

philistia culture

فرهنگ فیلیستیا

philistia mindset

نگرش فیلیستیا

philistia values

ارزش‌های فیلیستیا

philistia influence

تاثیرگذاری فیلیستیا

philistia society

جامعه فیلیستیا

philistia history

تاریخچه فیلیستیا

philistia identity

هویت فیلیستیا

philistia art

هنر فیلیستیا

philistia origins

ریشه‌های فیلیستیا

philistia traditions

آد و رسوم فیلیستیا

جملات نمونه

philistia is often referenced in historical texts.

فیلیستیا اغلب در متون تاریخی به آن اشاره شده است.

the culture of philistia was rich and diverse.

فرهنگ فیلیستیا غنی و متنوع بود.

many archaeological findings have been discovered in philistia.

یافته‌های باستان‌شناسی بسیاری در فیلیستیا کشف شده است.

philistia played a significant role in ancient history.

فیلیستیا نقش مهمی در تاریخ باستان ایفا کرد.

scholars study the influence of philistia on neighboring regions.

محققان تأثیر فیلیستیا بر مناطق همسایه را مطالعه می‌کنند.

legends from philistia are still told today.

افسانه های فیلیستیا هنوز هم امروزه نقل می شوند.

philistia was known for its skilled warriors.

فیلیستیا به خاطر جنگجویان ماهرش شناخته شده بود.

the economy of philistia was based on trade.

اقتصاد فیلیستیا بر اساس تجارت بود.

philistia's geography contributed to its defense strategies.

جغرافیايای فیلیستیا به استراتژی های دفاعی آن کمک کرد.

art and craftsmanship flourished in ancient philistia.

هنر و مهارت در فیلیستیا باستان رونق داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید