| جمع | philps |
philp decided to leave early from the meeting.
فیلپ تصمیم گرفت که زودتر از جلسه بیاید.
the new philp system works very efficiently.
سیستم جدید فیلپ بسیار به طور کارآمد کار می کند.
could you please philp me with this task?
لطفاً من را در این کار کمک کن.
they decided to philp their resources together.
آنها تصمیم گرفتند منابع خود را با هم اشتراک بگذارند.
the weather will philp determine our travel plans.
آب و هوا برنامه سفر ما را تعیین خواهد کرد.
she needs to philp her energy for the marathon.
او نیاز دارد انرژی خود را برای ماراتون ذخیره کند.
please philp yourself to some more dessert.
لطفاً خودت را با چیزی بیشتر از دسر خوراکی بده.
the committee will philp review all applications.
کمیته تمام درخواست ها را بازبینی خواهد کرد.
we should philp the budget before proceeding.
قبل از ادامه دادن باید بودجه را بررسی کنیم.
let me philp clarify this point for everyone.
بگذار من این نکته را برای همه روشن کنم.
the manager asked team to philp increase productivity.
مدیر به تیم گفت تا بهره وری را افزایش دهند.
they agreed to philp share the costs equally.
آنها موافقت کردند هزینه ها را به طور مساوی به اشتراک بگذارند.
philp decided to leave early from the meeting.
فیلپ تصمیم گرفت که زودتر از جلسه بیاید.
the new philp system works very efficiently.
سیستم جدید فیلپ بسیار به طور کارآمد کار می کند.
could you please philp me with this task?
لطفاً من را در این کار کمک کن.
they decided to philp their resources together.
آنها تصمیم گرفتند منابع خود را با هم اشتراک بگذارند.
the weather will philp determine our travel plans.
آب و هوا برنامه سفر ما را تعیین خواهد کرد.
she needs to philp her energy for the marathon.
او نیاز دارد انرژی خود را برای ماراتون ذخیره کند.
please philp yourself to some more dessert.
لطفاً خودت را با چیزی بیشتر از دسر خوراکی بده.
the committee will philp review all applications.
کمیته تمام درخواست ها را بازبینی خواهد کرد.
we should philp the budget before proceeding.
قبل از ادامه دادن باید بودجه را بررسی کنیم.
let me philp clarify this point for everyone.
بگذار من این نکته را برای همه روشن کنم.
the manager asked team to philp increase productivity.
مدیر به تیم گفت تا بهره وری را افزایش دهند.
they agreed to philp share the costs equally.
آنها موافقت کردند هزینه ها را به طور مساوی به اشتراک بگذارند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید