phizs

[ایالات متحده]/fɪz/
[بریتانیا]/fɪz/

ترجمه

n. چهره؛ بیان؛ ظاهر

عبارات و ترکیب‌ها

phizs are fun

سرگرمی با فییز

love phizs

عشق به فییز

phizs in art

فییز در هنر

phizs for kids

فییز برای کودکان

phizs are cool

فییز باحال هستند

collect phizs

جمع آوری فییز

create phizs

ایجاد فییز

phizs and smiles

فییز و لبخند

phizs for fun

فییز برای سرگرمی

enjoy phizs

لذت بردن از فییز

جملات نمونه

he has a unique phizs that makes him stand out.

او چهره‌ای منحصر به فرد دارد که باعث می‌شود از دیگران متمایز شود.

her phizs reflects her cheerful personality.

چهره او بازتابی از شخصیت شادش است.

the artist captured the child's phizs perfectly.

هنرمند به طور کامل چهره کودک را به تصویر کشید.

he has a friendly phizs that puts people at ease.

او چهره‌ای دوستانه دارد که باعث می‌شود مردم احساس آرامش کنند.

her phizs lights up the room when she smiles.

وقتی لبخند می‌زند، چهره‌اش اتاق را روشن می‌کند.

his phizs showed his surprise at the news.

چهره‌اش نشان‌دهنده تعجب او از این خبر بود.

they often discuss the phizs of famous personalities.

آنها اغلب در مورد چهره افراد مشهور بحث می‌کنند.

her phizs was filled with joy during the celebration.

چهره او در طول جشن با شادی پر شده بود.

the phizs of the statue were remarkably detailed.

چهره مجسمه به طرز چشمگیری با جزئیات دقیق طراحی شده بود.

he often changes his phizs to match his mood.

او اغلب چهره‌اش را متناسب با حال و هوای خود تغییر می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید