phoenicia

[ایالات متحده]/fəˈnɪʃə/
[بریتانیا]/fəˈniːʃə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک تمدن باستانی واقع در ساحل شرقی مدیترانه؛ منطقه یا قلمرو فنیقیه

عبارات و ترکیب‌ها

phoenicia trade

تجارت فنیقیه

phoenicia culture

فرهنگ فنیقیه

phoenicia cities

شهرهای فنیقیه

phoenicia history

تاریخ فنیقیه

phoenicia influence

تاثیر فنیقیه

phoenicia language

زبان فنیقیه

phoenicia art

هنر فنیقیه

phoenicia ships

کشتی‌های فنیقیه

phoenicia expansion

گسترش فنیقیه

phoenicia merchants

بازرگانان فنیقیه

جملات نمونه

phoenicia was known for its trade networks.

فینیقیه به خاطر شبکه های تجاری خود شناخته شده بود.

the phoenician alphabet influenced many languages.

الفبای فنیقی بر روی بسیاری از زبان ها تأثیر گذاشت.

phoenicia was located along the mediterranean coast.

فینیقیه در امتداد سواحل مدیترانه واقع شده بود.

many ancient civilizations traded with phoenicia.

بسیاری از تمدن های باستانی با فینیقیه تجارت می کردند.

phoenician sailors were skilled navigators.

ملوانان فنیقی ناوبری ماهر بودند.

the city of tyre was a major phoenician center.

شهر صور یک مرکز اصلی فنیقی بود.

phoenicia contributed to the spread of purple dye.

فینیقیه به گسترش رنگ بنف کمک کرد.

phoenician traders established colonies across the mediterranean.

بازرگانان فنیقی مستعمراتی را در سراسر مدیترانه ایجاد کردند.

the phoenician culture was rich in art and craftsmanship.

فرهنگ فنیقی در هنر و مهارت های دستی غنی بود.

historians study phoenicia to understand ancient trade.

تاریخ نگاران فینیقیه را برای درک تجارت باستانی مطالعه می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید