phosphoryl

[ایالات متحده]/ˈfɒsfərɪl/
[بریتانیا]/ˈfɑsfərɪl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک گروه فسفات یا بخشی از یک مولکول که حاوی فسفر است

عبارات و ترکیب‌ها

phosphoryl group

گروه فسفوریل

phosphoryl transfer

انتقال فسفوری

phosphoryl donor

دهنده فسفوریل

phosphoryl acceptor

پذیرنده فسفوریل

phosphoryl site

محل فسفوریل

phosphoryl enzyme

آنزیم فسفوریل

phosphoryl reaction

واکنش فسفوریل

phosphoryl modification

تغییر فسفوریل

phosphoryl bond

پیوند فسفوریل

phosphoryl signal

سیگنال فسفوریل

جملات نمونه

phosphoryl groups are essential for many biochemical reactions.

گروه‌های فسفوری برای بسیاری از واکنش‌های بیوشیمیایی ضروری هستند.

the enzyme can phosphoryl various substrates.

آنزیم می‌تواند سوبستراهای مختلف را فسفریله کند.

phosphoryl transfer is a key mechanism in cellular signaling.

انتقال فسفوری یک مکانیسم کلیدی در سیگنالینگ سلولی است.

researchers are studying how phosphoryl groups affect protein function.

محققان در حال بررسی نحوه تأثیر گروه‌های فسفوری بر عملکرد پروتئین‌ها هستند.

phosphoryl modifications can alter enzyme activity.

تغییرات فسفوریلی می‌توانند فعالیت آنزیمی را تغییر دهند.

the phosphoryl group plays a critical role in atp synthesis.

گروه فسفوری نقش حیاتی در سنتز ATP ایفا می‌کند.

identifying phosphoryl sites on proteins is crucial for understanding their function.

شناسایی مکان‌های فسفوری در پروتئین‌ها برای درک عملکرد آنها بسیار مهم است.

phosphoryl compounds are often used in biochemical assays.

ترکیبات فسفوری اغلب در آزمایش‌های بیوشیمیایی استفاده می‌شوند.

the phosphoryl group can influence gene expression.

گروه فسفوری می‌تواند بیان ژن را تحت تأثیر قرار دهد.

phosphoryl donor molecules are important in metabolic pathways.

مولکول‌های اهداکننده فسفوری در مسیرهای متابولیکی مهم هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید