phosphorylate

[ایالات متحده]/fɒs'fɒrɪleɪt/
[بریتانیا]/ˈfɑsfərəˌlet/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. به یک مولکول گروه فسفات اضافه کردن
Word Forms
قسمت سوم فعلphosphorylated
زمان گذشتهphosphorylated
شکل سوم شخص مفردphosphorylates
جمعphosphorylates
صفت یا فعل حال استمراریphosphorylating

جملات نمونه

The function of electron transport in the mitochondrion is to phosphorylate ADP to ATP.

وظیفه انتقال الکترون در میتوکندری، فسفوریلاسیون ADP به ATP است.

Glycerate 3-phosphate (phosphoglyceric acid) The phosphorylated form of glyceric acid, a 3-carbon atom molecule.

گلیسرات 3-فسفات (اسید فسفولی‌گلیسریک) فرم فسفریله شده اسید گلیسریک، مولکولی با 3 اتم کربنی.

Results showed that yield of TCA-N in phosphorylated fish protein hydrolysate approached to that of the control sample and phosphatization had little effect on hydrolysis.

نتایج نشان داد که بازدهی TCA-N در هیدرولیز پروتئین ماهی فسفوریله شده به بازده نمونه کنترل نزدیک شد و فسفوریلاسیون تأثیر کمی بر هیدرولیز داشت.

In normal cardiac muscles, phospholamban can be phosphorylated at distinct sites by various protein kinases and release its inhibition to sarcoplasmic reticulum Ca2+ ATPase.

در عضلات قلب طبیعی، فسفولامبان می‌تواند در مکان‌های متمایز توسط کینازهای پروتئینی مختلف فسفریله شود و مهار خود را از ATP آتواز پلاسماوی آزاد کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید