photobooth

[ایالات متحده]/ˈfəʊtəʊbuːð/
[بریتانیا]/ˈfoʊtoʊbuːθ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک اتاق کوچک که یک دوربین خودکار برای گرفتن عکس‌ها در آن قرار دارد.
شکل‌های واژه

جملات نمونه

we rented a vintage photobooth for the wedding reception.

ما یک فوتو بوت گذشته‌زمانی را برای جشن عروسی کرایه گرفتیم.

the guests had fun using the props inside the photobooth.

مهمانان با استفاده از اسباب‌بازی‌های داخل فوتو بوت سرگرم شدند.

there was a long line waiting in front of the photobooth.

یک صف طولانی در جلو فوتو بوت منتظر بود.

can you save the digital strip from the photobooth?

آیا می‌توانید نوار دیجیتالی را از فوتو بوت ذخیره کنید؟

the photobooth attendant helped us print our photos instantly.

کارگزار فوتو بوت به ما کمک کرد تا عکس‌هایمان را به طور فوری چاپ کنیم.

they decided to book a photobooth for the company holiday party.

آن‌ها تصمیم گرفتند یک فوتو بوت را برای جشن سالگرد شرکت رزرو کنند.

everyone gathered around the photobooth to watch the screen.

همه اطراف فوتو بوت جمع شدند تا صفحه نمایش را ببینند.

we found a photobooth at the local shopping mall.

ما یک فوتو بوت را در مال خرید محلی پیدا کردیم.

it is hard to find a traditional film photobooth these days.

امروزه پیدا کردن یک فوتو بوت فیلم سنتی دشوار است.

the photobooth rental includes unlimited prints for four hours.

کرایه فوتو بوت شامل چاپ‌های نامحدود برای چهار ساعت است.

please step inside the photobooth and pull the curtain closed.

لطفاً داخل فوتو بوت قدم بزنید و پرده را ببندید.

the company logo was printed on every photobooth strip.

لوگوی شرکت روی هر نوار فوتو بوت چاپ شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید