photocards

[ایالات متحده]/ˈfəʊtəʊkɑːd/
[بریتانیا]/ˈfoʊtəˌkɑrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کارتی که عکس روی آن است

عبارات و ترکیب‌ها

collectible photocard

کارت پستال قابل جمع‌آوری

limited edition photocard

کارت پستال نسخه محدود

photocard album

آلبوم کارت پستال

signed photocard

کارت پستال امضا شده

exclusive photocard

کارت پستال انحصاری

photocard set

ست کارت پستال

random photocard

کارت پستال تصادفی

digital photocard

کارت پستال دیجیتال

photocard display

نمایش کارت پستال

photocard collection

کلکسیون کارت پستال

جملات نمونه

i collected all the photocard sets from my favorite band.

من تمام مجموعه‌های کارت پستال از گروه مورد علاقه ام را جمع آوری کردم.

she gave me a rare photocard as a gift.

او به عنوان هدیه یک کارت پستال کمیاب به من داد.

do you want to trade your photocard with mine?

آیا می‌خواهید کارت پستال خود را با من معامله کنید؟

he has a collection of signed photocards from various artists.

او مجموعه‌ای از کارت پستال‌های امضا شده از هنرمندان مختلف دارد.

my friend is looking for a specific photocard to complete her album.

دوست من به دنبال یک کارت پستال خاص برای تکمیل آلبومش است.

the photocard features a stunning image of the artist.

کارت پستال دارای تصویری خیره‌کننده از هنرمند است.

many fans display their photocards in special frames.

بسیاری از طرفداران کارت پستال‌های خود را در قاب‌های ویژه نمایش می‌دهند.

she organized her photocards by release date.

او کارت پستال‌های خود را بر اساس تاریخ انتشار مرتب کرد.

he bought a photocard at the concert merchandise booth.

او یک کارت پستال را در غرفه فروشندگان کنسرت خرید.

photocard collecting has become a popular hobby among fans.

جمع‌آوری کارت پستال در بین طرفداران به یک سرگرمی محبوب تبدیل شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید