photocathode

[ایالات متحده]/ˈfəʊtəʊˌkæθəʊd/
[بریتانیا]/ˈfoʊtəˌkæθoʊd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی الکترود که هنگامی که در معرض نور قرار می‌گیرد، الکترون‌ها را منتشر می‌کند
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

photocathode array

آرایه فوتوکاتد

photocathode efficiency

بازدهی فوتوکاتد

photocathode material

مواد فوتوکاتد

photocathode response

پاسخ فوتوکاتد

photocathode device

دستگاه فوتوکاتد

photocathode emission

تابش فوتوکاتد

photocathode surface

سطح فوتوکاتد

photocathode voltage

ولتاژ فوتوکاتد

photocathode tube

لوله فوتوکاتد

photocathode technology

فناوری فوتوکاتد

جملات نمونه

the photocathode converts light into electrical signals.

فتوکاتد نور را به سیگنال‌های الکتریکی تبدیل می‌کند.

researchers are studying the efficiency of different photocathodes.

محققان در حال بررسی کارایی کاتدهای نوری مختلف هستند.

a high-quality photocathode is essential for better imaging.

یک فتوکاتد با کیفیت بالا برای تصویربرداری بهتر ضروری است.

the performance of the photocathode can vary with temperature.

عملکرد فتوکاتد می‌تواند با دما متفاوت باشد.

photocathodes are used in various types of photodetectors.

از فتوکاتدها در انواع مختلف آشکارسازهای نوری استفاده می‌شود.

advancements in photocathode technology are improving solar cells.

پیشرفت‌ها در فناوری فتوکاتدها، سلول‌های خورشیدی را بهبود می‌بخشد.

we need to optimize the photocathode for better sensitivity.

ما باید فتوکاتد را برای حساسیت بهتر بهینه‌سازی کنیم.

the photocathode is a critical component in many devices.

فتوکاتد یک جزء حیاتی در بسیاری از دستگاه‌ها است.

photocathode materials can significantly affect performance.

مواد فتوکاتد می‌توانند به طور قابل توجهی بر عملکرد تأثیر بگذارند.

understanding the properties of the photocathode is vital for innovation.

درک خواص فتوکاتد برای نوآوری حیاتی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید