photometer

[ایالات متحده]/fəʊˈtɒmɪtə/
[بریتانیا]/foʊˈtɑːmɪtər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاهی برای اندازه‌گیری شدت نور
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

light photometer

فتومتر نوری

digital photometer

فتومتر دیجیتال

portable photometer

فتومتر قابل حمل

photometer calibration

کالیبراسیون فتومتر

photometer reading

خواندن فتومتر

uv photometer

فتومتر UV

spectral photometer

فتومتر طیفی

optical photometer

فتومتر اپتیکی

field photometer

فتومتر میدانی

photometer system

سیستم فتومتر

جملات نمونه

the scientist used a photometer to measure the light intensity.

دانشمند از یک فوتومتر برای اندازه گیری شدت نور استفاده کرد.

we calibrated the photometer before taking the readings.

ما فوتومتر را قبل از گرفتن اطلاعات کالیبره کردیم.

a photometer can help determine the brightness of stars.

یک فوتومتر می تواند به تعیین روشنایی ستارگان کمک کند.

using a photometer, the researchers analyzed the light spectrum.

با استفاده از فوتومتر، محققان طیف نور را تجزیه و تحلیل کردند.

the photometer is essential for accurate photometric measurements.

فوتومتر برای انجام اندازه گیری های فوتومتریک دقیق ضروری است.

he explained how to operate the photometer during the workshop.

او نحوه کار با فوتومتر را در طول کارگاه توضیح داد.

they compared the results from the old photometer with the new one.

آنها نتایج حاصل از فوتومتر قدیمی را با فوتومتر جدید مقایسه کردند.

the photometer displayed the measurements in real-time.

فوتومتر اندازه گیری ها را در زمان واقعی نشان داد.

photometers are widely used in both astronomy and photography.

فوتومترها به طور گسترده در هر دو نجوم و عکاسی استفاده می شوند.

she learned how to read the data from the photometer.

او یاد گرفت که چگونه داده ها را از فوتومتر بخواند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید