phycology

[ایالات متحده]/faɪˈkɒlədʒi/
[بریتانیا]/faɪˈkɑːləʤi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مطالعه جلبک‌ها
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

phycology research

تحقیقات فیکولوژی

phycology studies

مطالعات فیکولوژی

phycology expert

متخصص فیکولوژی

phycology field

حوزه فیکولوژی

phycology applications

کاربردهای فیکولوژی

phycology techniques

تکنیک‌های فیکولوژی

phycology resources

منابع فیکولوژی

phycology literature

ادبیات فیکولوژی

phycology classification

طبقه بندی فیکولوژی

phycology trends

روندهای فیکولوژی

جملات نمونه

phycology studies the relationship between algae and their environment.

مطالعات فیکولوژی رابطه بین جلبک‌ها و محیط زیست را بررسی می‌کند.

understanding phycology is essential for marine biology.

درک فیکولوژی برای زیست‌شناسی دریایی ضروری است.

phycology can help in developing sustainable aquaculture practices.

فیکولوژی می‌تواند به توسعه شیوه‌های آبکشتاری پایدار کمک کند.

many universities offer courses in phycology.

بسیاری از دانشگاه‌ها دوره‌هایی در زمینه فیکولوژی ارائه می‌دهند.

research in phycology has implications for climate change.

تحقیقات در زمینه فیکولوژی پیامدهایی برای تغییرات آب و هوایی دارد.

phycology is crucial for understanding aquatic ecosystems.

فیکولوژی برای درک اکوسیستم‌های آبزی بسیار مهم است.

students studying phycology often conduct field research.

دانشجویانی که فیکولوژی می‌گذرانند اغلب تحقیقات میدانی انجام می‌دهند.

phycology can provide insights into biofuel production.

فیکولوژی می‌تواند بینش‌هایی در مورد تولید سوخت زیستی ارائه دهد.

innovations in phycology can lead to new food sources.

نوآوری‌ها در زمینه فیکولوژی می‌تواند منجر به منابع غذایی جدید شود.

phycology research often involves laboratory and field work.

تحقیقات در زمینه فیکولوژی اغلب شامل آزمایشگاه و کار میدانی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید